برگردان به زبان ساده
پیش رویت دگران صورتِ بر دیوارند
نه چنین صورت و معنی که تو داری؛ دارند
صورت بر دیوار: نقش و تصویری که بر دیوار کشند. / صورت و معنی: ظاهر و آشکار، حقیقت و باطن / ایهام ترادف: بین «صورت»، در معنای غیر منظورش با «روی» / تضاد: صورت، معنی / جناس اشتقاق: داری، دارند / معنی: دیگران در مقایسه با تو مثل نقش دیوارند؛ زیرا آنان فاقد زیبایی ظاهر و
معنویتی هستند که در تو گرد آمده
است. - منبع: شرح غزلهای سعدی
تا گل روی تو دیدم همه گلها خارند
تا تو را یار گرفتم همه خلق اغیارند
اغیار: جمع غیر، نامحرمان و بیگانگان / تشبیه: روی به
گل (اضافه تشبیهی) و گل به خار مانند شده است. / جناس لاحق: خار، یار ٫ تضاد: گل،
خار ٫ جناس زاید: یار، اغیار / معنی: از لحظهای که چشمم به گل رخسار تو افتاد، تمام گلها در نظرم مثل خار شدند و از زمانی که تو را به عنوان یار برگزیدم، تمام
مردم برایم بیگانهاند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
آن که گویند به عمری شب قدری باشد
مگر آنست که با دوست به پایان آرند
شب قدر: از شبهای مبارک و مقدس است که محل آن در میان شبهای سال درست روشن نیست و محتملاً در دهه سوم ماه رمضان است. در قرآن کریم آیه ۳
سوره قدر (۹۷) از آن چنین یاد شده است؛ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِن الفِ
شَهْرٍ ٫ مگر: قید تأکید است، همانا، بهدرستی / معنی: اینکه میگویند در تمام
طول عمر آدمی فقط یک لیلة القدر وجود دارد، بیتردید آن شب که با دوست سپری گردد، شب قدر است. - منبع: شرح غزلهای سعدی
دامن دولت جاوید و گریبان امید
حیف باشد که بگیرند و دگر بگذارند
دولت: سعادت و اقبال ٫ حیف: -> ۱۱٫۶ / دگر: قید است
کوتاه شدهٔ دیگر، هم، نیز، بار دیگر (لغتنامه) / گذاشتن: رها کردن / استعاره مکنیه:
دامن دولت، گریبان امید / تضاد: بگیرند، بگذارند / معنی: حیف است که وقتی دامن
بخت و اقبال و گریبان پیراهن امید به دست کسی افتاد، آن را به آسانی رها کند! - منبع: شرح غزلهای سعدی
نه من از دست نگارین تو مجروحم و بس
که به شمشیر غمت، کشته چو من بسیارند
دست نگارین: دست زیبا و آراسته، دست حنابسته و خضابشده / معنى: تنها من نیستم که از دستان حنابسته و زیبایت خسته و مجروح گشتهام؛
بلکه بسیارند کسانی که با غم تو که به
شمشیر تیز و برّان میماند، از پای درآمدهاند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
عجب از چشم تو دارم که شبانش تا روز
خواب میگیرد و شهری ز غمت بیدارند
تضاد: خواب و بیدار، شبان و روز / معنی: از چشمان تو در شگفتم که از
شب تا صبح به آرامی میخوابند، در حالی که مردم شهری از غم تو بیخوابند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
بوالعجب واقعهای باشد و مشکل دردی
که نه پوشیده توان داشت نه گفتن یارند
هوش مصنوعی: این یک اتفاق شگفتانگیز و دردناک است که نه میتوان آن را پنهان کرد و نه میتوان دربارهاش صحبت کرد.
یَعْلَمُ الله که خیالی ز تنم بیش نماند
بلکه آن نیز خیالیست که میپندارند
يعلم الله: خدا میداند ٫ خیال: وهم و گمان، تصور چیزی
در ذهن هنگامی که در پیش چشم نباشد. / ایهام: خیالی
است ۱- صورت خیالی که در مصراع اول آمده ۲- تصور مردم. / معنی: خدا میداند که از
جسم من جز یک صورت خیالی چیزی باقی نمانده است / شاید آن شکل خیالی نیز واقعاً موجود
نباشد، بلکه مردم میپندارند که هست. - منبع: شرح غزلهای سعدی
سعدی اندازه ندارد که چه شیرین سخنی
باغ طبعت همه مرغان شکرگفتارند
کنایه: شیرینسخن و شکرگفتار (خوشبیان، فصیح و سخنور)
/ تشبیه: طبع به باغ (اضافهٔ تشبیهی) / تناسب: شیرین و شکر / معنی: ای سعدی، شیرینگفتاری تو حدی ندارد و در ذوق تو که به باغی میماند، تمام پرندگان خوشنغمه و شیرینسخناند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
تا به بستان ضمیرت گل معنی بشکفت
بلبلان از تو فرومانده چو بوتیمارند
ضمير: دل ٫ بوتیمار: «نام مرغ سفیدی است که او را غمخورک نیز گویند و پیوسته در کنار آب نشیند و از غم آنکه مبادا آب کم شود، با وجود تشنگی آب نخورد به همین
سبب بوتیمار گویند؛ یعنی صاحب غمخواری." (لغتنامه) / تشبيه: ضمیر به بستان و معنی و حقیقت به گل (اضافه تشبیهی) و نیز بلبلان به بوتیمار مانند شده است. / تناسب: بستان، گل، شکفت، بلبلان / معنی: از زمانی که معنی بهسان گل در گلزار ذهنت شکوفا شده است، بلبلان نغمهسرا که
در اثر زیبایی سخنت درمانده شدهاند، به مرغ غمخورک میمانند. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی