برگردان به زبان ساده
آخر ای سنگدلِ سیمزنخدان، تا چند
تو ز ما فارغ و ما از تو پریشان تا چند
زنخدان:۲۹٫۸ / سیمزنخدان: صفت ترکیبی، کسی که چانهٔ
سپید و سیمین دارد. / تضاد معنوی: فارغ، پریشان / تشبيه (صفت تشبیهي): سنگدل، سیمزنخدان
/ معنی: آخر ای سیمینذقن سنگدل، تا کی تو به ما بیتوجه و ما از تو پریشانخاطر
باشیم؟ - منبع: شرح غزلهای سعدی
خار در پای گل از دور به حسرت دیدن
تشنه بازآمدن از چشمه حیوان تا چند
چشمه حيوان: -> ۵۳٫۳ / استعاره مصرحه: خار و گل
(رقیب و معشوق زیبا) / تشبیه مرکب: مصراع اول مشبه، مصراع دوم مشبَّهبه / معنی:
تا کی میتوانم از دور و با حسرت رقیب را در کنار معشوق ببینم؟ و تاکی باید
از کنار چشمه آب حیات، تشنه بازگردم؟ - منبع: شرح غزلهای سعدی
گوش در گفتن شیرین تو واله تا کی
چشم در منظر مطبوع تو حیران تا چند
واله: حیران و بیخود و سرگشته / منظر: چهره و رو /
مطلوب: دلپسند و خوشایند / استعارهٔ مکنیّه (تشخیص): گوش، چشم / معنی: تا کی گوش
واله و حیرانِ شیرین سخن گفتنت باشد؟ و تا کی چشم حیرتزده به رخسار زیبایت بنگرد؟ - منبع: شرح غزلهای سعدی
بیم آنست دمادم که برآرم فریاد
صبر پیدا و جگر خوردنِ پنهان تا چند
کنایه: جگر خوردن (غم و اندوه بردن، رنج کشیدن،
آزردن) / معنی: بیم آن میرود که پیدرپی فریاد برآورم. شکیبایی آشکار و غم و
اندوه خوردن پنهانی تا کی؟ - منبع: شرح غزلهای سعدی
تو سر ناز برآری ز گریبان هر روز
ما ز جورت سر فکرت به گریبان تا چند
ناز: عشوه، عدم التفات معشوق به عاشق / گریبان:
بخشی از جامه که پیرامون گردن قرار گیرد، یقه / استعارهٔ مکنیّه: سر ناز، سر فکرت /
کنایه: سر ناز از گریبان برآوردن (ناز را ظاهر و آشکار کردن)، سر فکرت به گریبان
بردن (به فکر فرورفتن و اندیشه کردن) / جناس لاحق: سر و بر و هر، ما و تا. / معنی:
تا کی تحمل کنم که تو هر روز ناز و ادایت را ظاهر و آشکار کنی و ما در اثر ستم تو سر
خویش را به نشانهٔ اندیشه از این وضع به گریبان فروبریم؟ - منبع: شرح غزلهای سعدی
رنگ دستت نه به حناست که خون دل ماست
خوردن خون دل خلق به دستان تا چند
حنا: نام گیاهی که دارای برگ معروفی است و بدآن
رنگ کنند / دستان: فریب و نیرنگ / کنایه: خون دل کسی را خوردن (کسی را به غم و غصه
و اندوه دچار کردن) / ایهام: به دستان ۱ - با دستها ۲ - با نیرنگ / معنی: دستان
تو به حنا، نه بلکه به خون دل ما رنگین است. تا کی میخواهی خون دل مردم را با دستهای به خون آغشتهٔ خود به نیرنگ بنوشی؟ - منبع: شرح غزلهای سعدی
سعدی از دست تو از پای درآید روزی
طاقت بار ستم تا کی و هجران تا چند
کنایه: از پای در آمدن (بیچاره و درمانده شدن) / تشبیه:
ستم به بار (اضافهٔ تشبیهی) / معنی: سرانجام سعدی روزی از دست تو از پای در میآید.
آخر تا کی میتوان بار ستم و دوری و هجران را تاب آورد؟ - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی