برگردان به زبان ساده
کسی که روی تو دیدهست حال من داند
که هر که دل به تو پرداخت صبر نتواند
هوش مصنوعی: کسی که چهره تو را دیده، حال و روز من را میداند؛ زیرا هر کس که عاشق تو شود، تحمل و صبر برایش امکانپذیر نیست.
مگر تو روی بپوشی و گر نه ممکن نیست
که آدمی که تو بیند نظر بپوشاند
مگر: همانا، بهجاست / آدمی: اولاد آدم، انسان /
نظر: چشم / معنی: مگر تو خود چهرهات را از مردم پنهان داری و الّا محال است که کسی
که تو را میبیند، چشم از تو بردارد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
هر آفریده که چشمش بر آن جمال افتاد
دلش ببخشد و بر جانت آفرین خواند
معنی: هر مخلوقی که چشمش به زیبایی تو بیفتد، به
تو دل میسپارد و بر روان لطیفت درود میفرستد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
اگر به دست کند باغبان چنین سروی
چه جای چشمه که بر چشمهات بنشاند
کنایه: به دست کردن (یافتن و
به دست آوردن) / جناس زاید: چشمه، چشم / معنی: اگر باغبان سروی چون تو به دست
آورد، دیگر آن را در کنار چشمه نه، بلکه بر چشمهای خود میکارد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
چه روزها به شب آورد جان منتظرم
به بوی آن که شبی با تو روز گرداند
بو: امید و آرزو / تضاد: شب، روز / معنی: روان
منتظر من در آرزوی آنکه شبی را با تو گذراند، چه روزهایی را در انتظار سپری کرد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
به چند حیله شبی در فراق روز کنم
و گر نبینمت آن روز هم به شب ماند
هوش مصنوعی: با ترفندهای مختلف، شبی را در دوری تو سپری میکنم و اگر در آن روز تو را نبینم، آن روز نیز همانند شب خواهد بود.
جفا و سلطنتت میرسد ولی مپسند
که گر سوار براند پیاده درماند
سلطنت: قهر و غلبه و قدرت / تشبیه: عاشق به پیاده و
معشوق به سوار مانند شده است. / معنی: تو قادری که بر افتادگان ستم روا داری؛ اما
چون میدانی که اگر سوار به تاخت برود، پیاده نمیتواند به او برسد؛ پس به من
پیادهٔ درمانده، رحم آور. - منبع: شرح غزلهای سعدی
به دست رحمتم از خاک آستان بردار
که گر بیفکنیم کس به هیچ نستاند
آستان: پیشگاه، درگاه / افکندن: به زمین انداختن و
خوار نمودن / معنی: مرا با دست رحمت خویش از درگاهت بردار؛ زیرا اگر مرا به خاک
بیندازی، کسی مرا به چیزی نمیخرد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
چه حاجت است به شمشیر قتل عاشق را
حدیث دوست بگویش که جان برافشاند
حديث: سخن، ماجرا، افسانه و داستان / دوست: محبوب
و معشوق / کنایه: جان بر افشاندن (خود را فدا کردن) / معنی: نیازی نیست که عاشق را با شمشیر از پای
درآوری. ماجرای دوست را به وی بگو تا با شنیدن نام دوست جان خود را نثار کند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
پیام اهل دل است این خبر که سعدی داد
نه هر که گوش کند معنی سخن داند
کنایه: اهل دل (عاشق، عارف و
آگاه) / معنی: این چیزی که سعدی بیان میکند، پیغام عاشقان است؛ ولی چنین نیست که هر کسی مستمع این سخنان باشد، بتواند
معنی آن را دریابد. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی