برگردان به زبان ساده
هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزد
وین طبع که من دارم با عقل نیامیزد
معنی: انسانی هشیار لازم است تا از عشق حذر کند؛
اما سرشت و ذوقی که من دارم با عقل در نمیسازد
و ناگزیر عاشق میشود. - منبع: شرح غزلهای سعدی
آن کس که دلی دارد آراستهٔ معنی
گر هر دو جهان باشد در پای یکی ریزد
معنی: کسی که دل خویش را با معانی و حقایق آراسته
است، اگر هر دو جهان را به وی دهند آن را در پای معشوق نثار خواهد کرد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
گر سیلِ عِقاب آید شوریده نیندیشد
ور تیرِ بلا بارد دیوانه نپرهیزد
معنی: اگر شکنجه و عذاب چونان سیلی به جانب عاشق
شوریده آید، ترسی به خود راه نمیدهد و چنانچه بلا و گرفتاری چونان تیر بر او
ببارد از مقابل آن کنار نمیرود. - منبع: شرح غزلهای سعدی
آخر نه منم تنها در بادیهٔ سودا
عشقِ لبِ شیرینت بس شور برانگیزد
معنی: در صحرای عشق من تنها نیستم؛ زیرا عشق به
لبان شیرینت شورها برمیانگیزد و عشاق بسیاری
را راهی صحرای جنون میکند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
بیبخت چه فن سازم تا برخورم از وصلت
بیمایه زبون باشد هر چند که بستیزد
معنی: وقتی بخت مساعد و موافق نیست برای برخورداری
از وصال تو چه حیلهای به کار برم؟ زیرا انسان بیبضاعت هر چند ستیزه کند باز هم
موجودی ناتوان و ضعیف است. - منبع: شرح غزلهای سعدی
فضل است اگرَم خوانی، عدل است اگرَم رانی
قدرِ تو نداند آن کز زجرِ تو بگریزد
معنی: اگر مرا به سوی خود فراخوانی از بزرگواری
توست و چنانچه مرا از خویش برانی، آن را
از دادگری تو میدانم؛ بهراستی آن کس که از عذاب و زجر تو حتی اگر زجر دهی میگریزد، قدر تو را نشناخته
است. - منبع: شرح غزلهای سعدی
تا دل به تو پیوستم راهِ همه در بستم
جایی که تو بنشینی بس فتنه که برخیزد
معنی: از روزی که به تو عشق ورزیدم و به تو پیوستم
راه همهکس را به روی خود بستم و ترک
آمدوشد کردم؛ زیرا جایی که تو اقامت گزینی شور و فتنههای بسیار در اطرافت به وجود
میآید. - منبع: شرح غزلهای سعدی
سعدی نظر از رویت کوتَه نکند هرگز
ور روی بگردانی در دامنت آویزد
معنی: سعدی هرگز دست از دیدار تو برنمیدارد. اگر
تو روی بگردانی، دست به دامنت میشود و به التماس دیدارت را میطلبد. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی