برگردان به زبان ساده
به حدیث در نیایی که لبت شکر نریزد
نچمی که شاخ طوبی به ستیزه بر نریزد
معنی: برای این سخن نمیگویی که از لبانت شکر
فرونریزد و به این دلیل نمیخرامی که میترسی شاخ درخت بهشتی طوبی به ستیزه درآید
و میوهاش بریزد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
هوس تو هیچ طبعی نپزد که سر نبازد
ز پی تو هیچ مرغی نپرد که پر نریزد
معنی: هیچ ذوق و طبعی نیست که به تو
عشق ورزد و سر به باد ندهد و هیچ پرندهای نیست که در پی تو به پرواز آید و بال و پرش نریزد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
دلم از غمت زمانی نتواند ار ننالد
مژه یک دم آب حسرت نشکیبد ار نریزد
معنی: دلم نمیتواند از غمت ناله سر نکند و مژهام
اگر اشک حسرت نبارد، آرام و قرار نمییابد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
که نه من ز دست خوبان نبرم به عاقبت جان
تو مرا بکش که خونم ز تو خوبتر نریزد
معنی: مگر نه چنان است که من
سرانجام به دست معشوق زیبایی هلاک خواهم شد؟ پس تو مرا به خاک و خون بکش؛ زیرا هیچ زیبایی چون تو نمیتواند خون مرا
بریزد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
درر است لفظ سعدی ز فراز بحر معنی
چه کند به دامنی در که به دوست بر نریزد
معنی: سخنان سعدی بهسان مرواریدهایی است که از
دریای معنی فراز میآید؛ اما اگر آنها را به پای دوست نریزد و نثار وی نکند با
دامنی از آن چه میتواند کرد؟ / دُرر: جمع دُرّ، مرواریدها / فراز: بلند و والا و
در اینجا صفت است برای «معنی» / معنی: حقیقت و باطن / ریختن: نثار کردن / تشبيه:
معنی به بحر (اضافهٔ تشبیهی) و لفظ سعدی به دُرر مانند شده است. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی