برگردان به زبان ساده
هر گه که بر من آن بت عیار بگذرد
صد کاروان عالم اسرار بگذرد
معنی: هر لحظهای که آن زیباروی دلربا از پیش
چشمانم عبور میکند، گویی صد کاروان از دنیای رازها و شگفتیها از پیش نظر میگذرد. / [عیّار: در لغت به معنی حیلهباز، تردست و چالاک است و عیاران
طبقهای از طبقات اجتماعی ایران را تشکیل میدادند، متشکل از مردم جَلد و هوشیار از
طبقه عوامالناس که آداب و رسوم و تشکیلاتی خاص داشتند و در هنگامهها و جنگها
خودنمایی میکردند. این گروه بیشتر دستههایی را تشکیل میدادند و گاهی به یاری
امرا یا مخالفان آنان بر میخاستند و در زمره لشکریان ایشان میجنگیدند. آنان
مردمی جنگجو، شجاع، جوانمرد، ضعیفنواز، رازنگهدار، دستگیر بیچارگان و درماندگان
بودند و در چالاکی و حیلهگری معروف و مشهور. آنان از راه راهزنی امرار معاش میکردند
و عیّاری بعدها با تصوّف درآمیخت و عنوان فتوّت را به خود گرفت و در میان عامه مردم به خصوص در
میان اصناف و پیشهوران نفوذ فراوان کرد. (لغتنامه)] - منبع: شرح غزلهای سعدی
مست شراب و خواب و جوانی و شاهدی
هر لحظه پیش مردم هشیار بگذرد
معنی: آن یار دلربا هر لحظه در حالی که از شراب و
خواب و جوانی و زیبایی خود سرمست است از مقابل مردم هوشیار میگذرد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
هر گه که بگذرد بکشد دوستان خویش
وین دوست منتظر که دگربار بگذرد
معنی: هر بار که اینسان با ناز میگذرد دوستان
خود را کشته خویش میسازد، ولی این دوستان باز هم منتظرند که او بار دیگر از پیش
چشم آنان عبور کند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
گفتم به گوشهای بنشینم چو عاقلان
دیوانهام کند چو پریوار بگذرد
معنی: با خود میپنداشتم که مثل عاقلان گوشهای
اختیار کنم؛ اما وقتی او مثل پری به حرکت درمیآید مرا به جنون میکشد؛ به سخن
دیگر دیدن او به جان دادن میارزد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
گفتم دری ز خلق ببندم به روی خویش
دردیست در دلم که ز دیوار بگذرد
هوش مصنوعی: گفتم که از مردم رویم را بگیرم و درهای دلم را ببندم، اما دردی درونم هست که حتی از دیوارها هم رد میشود.
بازار حسن جمله خوبان شکستهای
ره نیست کز تو هیچ خریدار بگذرد
نیکویی و زیبایی تو آنچنان کامل و یگانه و بی همتاست که کسی خواهان نیکویی و خوبی های دیگر نیست، و هیچ فردی از خواهندگان خوبی و نیکویی نمی تواند از میل داشتن و خواستن تو بگذرد و از تو چشم بپوشد.
غایب مشو که عمر گرانمایه ضایعست
الا دمی که در نظر یار بگذرد
معنی: همواره در محضر یار باش؛ زیرا جز لحظههایی
که در نظر یار سپری میشود، بقیه عمر گرانبهایت تباه است. - منبع: شرح غزلهای سعدی
آسایشست رنج کشیدن به بوی آنک
روزی طبیب بر سر بیمار بگذرد
معنی: تحمل رنج برای بیمار به امید اینکه روزی
طبیب بر سر بالینش آید، آسان و قابل تحمل است. - منبع: شرح غزلهای سعدی
ترسم که مست و عاشق و بیدل شود چو ما
گر محتسب به خانه خمار بگذرد
ترسیدن: مطمئن بودن / محتسب: -> ۷۷٫۶ / خمّار:
بادهفروش / کنایه: بیدل (عاشق و شیدا). / معنی: بیم آن دارم که محتسب، که ما را
از مستی و عاشقی منع میکند، اگر گذارش به خانهٔ مِیفروش افتد مثل ما مست، عاشق و
بیدل گردد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
سعدی به خویشتن نتوان رفت سوی دوست
کان جا طریق نیست که اغیار بگذرد
معنی: ای سعدی، کوی دوست جایی نیست که اغیار را
بدآن راه دهند. ترک خویشتن خویش بگوی تا شایسته منزل معشوق گردی. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی