برگردان به زبان ساده
آن شکرخنده که پُر نوش دهانی دارد
نه دل من که دل خلقِ جهانی دارد
او که خندهاش مانند شکر است و دهانی بسیار شیرین دارد، نه تنها دل من که دل تمام مردم جهان را ربوده است.
به تماشای درخت چمنش حاجت نیست
هر که در خانه چُنو سرو روانی دارد
هر کس که در خانه سروی مثل او دارد، دیگر نیازی به تماشای درخت (برای لذت بردن) نخواهد داشت.
کافران از بت بیجان چه تمتع دارند؟
باری آن بت بپرستند که جانی دارد
کافران بتپرست از بت بی جان چه سودی میبرند؟ حداقل بتی را پرستش کنند که جانی در او باشد. (تا از تماشای رخ زیبایش لذت ببرند)
ابرویش خم به کمان ماند و قد راست به تیر
کس ندیدم که چنین تیر و کمانی دارد
خم ابرویش مانند کمان است و قد راستش مانند تیر، هیچکس را ندیدم که تیر و کمانی مثل او دارد.
علت آنست که وقتی سخنی میگوید
ور نه معلوم نبودی که دهانی دارد
دلیلش این است که بعضی وقتها حرفی میزند، وگرنه معلوم نمیشد که دهان دارد. (در قدیم دهان کوچک را زیبا میدانستند)
حجت آنست که وقتی کمری میبندد
ور نه مفهوم نگشتی که میانی دارد
دلیلش این است که بعضی وقتها کمربندی میبندد، وگرنه معلوم نمیشد که کمری دارد. (در قدیم کمر باریک و کوچک را زیبا میدانستند و امروزه نیز همینطور است.)
ای که گفتی مرو اندر پی خون خواره خویش
با کسی گوی که در دست عنانی دارد
ای کسی که به من گفتی به دنبال خونخوار خودت نرو! این سخن را با کسی بگو که اختیار و ارادهای دارد.
عشق داغیست که تا مرگ نیاید نرود
هر که بر چهره از این داغ نشانی دارد
عشق، داغیست که تا زمان مرگ نخواهد رفت و همهی مردم از این داغ نشانی بر صورت خود دارند.
سعدیا کشتی از این موج به در نتوان برد
که نه بحریست محبت که کرانی دارد
ای سعدی! کشتیِ وجود را از موجِ عشق نمیتوان به سلامت گذراند، زیرا محبت و عشق دریایی نیست که ساحلی داشته باشد.