برگردان به زبان ساده
آن که بر نسترن از غالیه خالی دارد
الحق آراسته خلقی و جمالی دارد
معنی: آن زیبارویی که بر چهرهٔ سفید خود خالی غالیهگون
دارد، بهراستی صاحب خلق و خویی آراسته و نیکو و جمالی جمیل
است. [نسترن: نستر یا نسترون، یکی از گونههای وحشی و
خودروی گل سرخ است که پایه پیوند برای انواع گل سرخ قرار میگیرد و در هر شاخه
چندین گل با هم میشکفد و عموماً به گل سرخهای وحشی و بالارونده گفته میشود،
برخی از آنها مانند گل زرد و گل دوروی برای زینت باغها کاشته میشود و پارهای
نیز مانند نسترن شیراز از جهت تقطیر و تهیه عرق نسترن مورد توجه است. شاخههای آن
انبوه و دارای ساقههای چوبی و سخت است. رنگ آن سبز و دارای خار میباشد و برگهای
آن بیضیشکل و خیلی کوچک است و رنگ گلهای آن سفید و صورتی و سرخ است و دارای پنج
گلبرگ است که بوی مطبوعی دارد. (گل و گیاه در ادبیات منظوم فارسی) / غاليه: ->
۸۹٫۶] - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی
درد دل پیش که گویم که به جز باد صبا
کس ندانم که در آن کوی مجالی دارد
درد دلم را پیش چه کسی بگویم؟ زیرا به غیر از باد صبا، کسی فرصت و توانایی رفتن و حضور داشتن در کوی یار من را ندارد.
دل چنین سخت نباشد که یکی بر سر راه
تشنه میمیرد و شخص آب زلالی دارد
هیچکس دلی تا این اندازه (مانند معشوق من) سخت ندارد که در دست آبی زلال داشته باشد و ببیند کسی بر سر راهش تشنه جان میدهد و قطرهای از آن آب را به او ندهد.
زندگانی نتوان گفت و حیاتی که مراست
زنده آنست که با دوست وصالی دارد
نمیتوان گفت که من زنده هستم و حیات دارم زیرا زنده آن کسیست که به وصال معشوقش رسیده باشد.
من به دیدار تو مشتاقم و از غیر ملول
گر تو را از من و از غیر ملالی دارد
اگر تو از من و دیگران بیزاری، من از هر که غیر توست رویگردانم و مشتاق دیدار توام.
مرغ بر بام تو ره دارد و من بر سر کوی
حبذا مرغ که آخر پر و بالی دارد
پرنده میتواند بر بام تو بنشیند و من تنها توان نشستن بر سر کوی تو را دارم، آفرین بر پرنده که پر و بال دارد و میتواند پرواز کند.
غم دل با تو نگویم که نداری غم دل
با کسی حال توان گفت که حالی دارد
غمم را با تو نمیگویم زیرا تو غمی نداری (و مرا درک نمیکنی)، احوالات خود را به کسی میتوان گفت که او هم احوالاتی مثل ما دارد (و میتواند ما را درک کند)
طالب وصل تو چون مفلس و اندیشه گنج
حاصل آنست که سودای محالی دارد
خواهان تو تهیدست و فقیر است و اندیشهی گنجی مانند وصال تو را دارد، نتیجه این میشود که رویای او محال و تحقق نیافتنیست.
عاقبت سر به بیابان بنهد چون سعدی
هر که در سر هوس چون تو غزالی دارد
«این بیت دارای ایهام است» معنای اول: هر کس که در سر هوس و اندیشهی آهویی مانند تو را دارد، از بیچارگی و آشفتگی عاقبت مثل سعدی سر به بیابان خواهد گذاشت. معنای دوم: هر کس که میل به آهویی مانند تو دارد، عاقبت مثل سعدی در طلب تو به بیابان و دشت خواهد رفت تا تو را پیدا کند. (زیرا آهو در دشت زندگی میکند)