برگردان به زبان ساده
هر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گمارد
هر که محرابش تو باشی سر ز خلوت برنیارد
[محراب: جایی در مسجد که امام در آنجا نماز میگزارد، قبله / خلوت: عزلت و گوشهنشینی / گماشتن: سپردن / کنایه: سر برآوردن از چیزی (روی برگرداندن و ترک کردن چیزی)] / معنی بیت اول: هرکس چیزی را دوست دارد، جان و دل خویش را بر آن متمرکز میسازد. هرکس در برابر محراب تو سر بر سجده نهد، راضی نمیشود که از آن خلوت سر بردارد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
روزی اندر خاکت افتم ور به بادم میرود سر
کان که در پای تو میرد جان به شیرینی سپارد
کنایه: در خاک افتادن و به باد رفتن سر (نابود و تباه شدن، فدا گشتن) / معنی بیت دوم: اگر روزی سرم به باد رود، در خاکت میافتم، زیرا کسی که در زیر گامهای تو میمیرد، با شادمانی و خوشی جان میسپارد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
من نه آن صورتپرستم کز تمنای تو مستم
هوش من دانی که بردهست؟ آن که صورت مینگارد
[تمنّا: امید و آرزو / هوش بردن: مست و مدهوش /کنایه: آن که صورت مینگارد (خداوند است که همهٔ صورتها را میآفریند و نقش میزند.) / تشطیر: صورتپرستم، مستم] / معنی بیت سوم: من آن صورتپرستی که از تمنّای تو مست شود نیستم. میدانی چه کسی مرا از خود بیخود کرده است؟ آن نقّاش ازلی که صورتها را نقش میزند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
عمر گویندم که ضایع میکنی با خوبرویان
وان که منظوری ندارد عمر ضایع میگذارد
[خوبرویان: جمع خوبروی، زیبارویان / مجاز: منظور (معشوق)] / معنی بیت چهارم: به من میگویند که در راه زیبارویان عمر خویش را تباه میکنی، اما برعکس کسانی که دلداری ندارند، عمر خویش را تباه میسازند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
هر که میورزد درختی در سرابستان معنی
بیخش اندر دل نشاند تخمش اندر جان بکارد
[ورزیدن: کاشتن / معنی: حقیقت / بیخ: ریشه / تشبیه: معنی به سرابستان (اضافهٔ تشبیهی)] / معنی بیت پنجم:آن کسی که در بستانسرای حقیقت درختی را پرورش میدهد، دانهٔ آن را در جان کِشته و ریشهٔ آن را در دل خویش استوار ساخته است. - منبع: شرح غزلهای سعدی
عشق و مستوری نباشد پای گو در دامن آور
کز گریبان ملامت سر برآوردن نیارد
[مستوری: تقوا و پاکدامنی، نجابت و پارسایی / ملامت: عتاب و سرزنش / یارستن: توانستن /کنایه: پای در دامن آوردن (گوشه گرفتن و کنارهگیری کردن) / سر برآوردن (ظاهر و آشکار شدن) / استعارهٔ مکنیه: گریبان ملامت ] / معنی بیت ششم: عشق و پرهیزگاری ناسازاند. به آن کس که نمیتواند سر از ملامت شنیدن در راه عشق بلند کند، بگو که ترک عشق کند و کنار رود. - منبع: شرح غزلهای سعدی
گر من از عهدت بگردم ناجوانمردم نه مردم
عاشق صادق نباشد کز ملامت سر بخارد
[عهد: پیمان / کنایه: سر خاریدن (تعلل و اهمال کردن) / جناس مرکب: ناجوانمردم، نه مردم / آرایهٔ ازدواج: عاشق، صادق / معنی بیت هفتم: اگر من از پیمانی که با تو بستهام برگردم، آدمی نه، بلکه ناجوانمرد هستم، زیرا کسی که از ملامت شدن در راه عشق شرمنده شود و به خود تردید راه دهد، عاشق راستین نیست. - منبع: شرح غزلهای سعدی
باغ میخواهم که روزی سرو بالایت ببیند
تا گلت در پا بریزد و ارغوان بر سر ببارد
[ بالا: قد و قامت / ارغوان: "درختی است دارای گلهای قرمز ارغوانی که قبل از ظاهر شدن برگهای درخت میشکفد و در موسم بهار سراپا گل میشود." / تشبیه: قد و قامت به سرو / تناسب و تضاد: پا، سر / جناس زاید: سرو، سر / تناسب: باغ، سرو، گل، ارغوان ] / معنی بیت هشتم: آرزو میکنم که باغ بالای چو سروت را ببیند، تا گل به پایت بریزد و ارغوان بر سرت نثار کند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
آن چه رفتارست و قامت وان چه گفتار و قیامت
چند خواهی گفت سعدی طیبات آخر ندارد
ايهام: طیّبات ۱ – جمع طیّبه، پاکیها و نیکوییها،
سخنان دلپسند و نیکو. ۲ - نام بخشی از غزلهای سعدی / سجع در شعر: رفتار، گفتار /
جناس زاید: قامت، قیامت / تشطیر: قامت، قیامت. / معنی: آن چه بالا و چه رفتار
موزونی است؟ و آن چه سخن گفتنی است که با آن قیامت به پا میکنی؟ ای سعدی، چه قدر
میخواهی از این اوصاف زیبا سخن بگویی؟ این
نیکوییهای رفتاری و گفتاری او پایانپذیر نیست. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی