برگردان به زبان ساده
کس این کند که ز یار و دیار برگردد
کند هرآینه چون روزگار برگردد
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند از عشق و وطن خود روی گردان شود، مگر اینکه روزگار چنان تغییر کند که او را مجبور به این کار کند.
تنکدلی که نیارد کشید زحمت گل
ملامتش نکنند ار ز خار برگردد
آن نازکدلی که زحمتِ رسیدن به گل را تحمل نمیکند، اگر در اثر خلیدن خار به دستش از موهبت گل چشم پوشد، کسی او را ملامت نخواهد کرد. [ یارستن: توانستن / ملامت: عتاب و سرزنش / کنایه: تُنُکدل (کمصبر و کمتحمل، رقیقالقلب) / استعارهٔ مصرّحه: گل (معشوق زیباروی)، خار (زحمت و رنج فراق) / تضاد: گل، خار ] - منبع: شرح غزلهای سعدی
به جنگ خصم کسی کز حیل فروماند
ضرورتست که بیچارهوار برگردد
هوش مصنوعی: اگر کسی در برابر دشمن خود به ترفندها و فریبها شکست بخورد، مجبور است که به صورت حقیر و ناامید به عقب برگردد.
به آب تیغ اجل تشنه است مرغ دلم
که نیمکشته به خون چند بار برگردد
دلم همانند مرغی تشنهٔ شمشیر آبدار اجل است آخر مرغ نیمبسمل چند بار به خون خویش درغلتد؟ [ اجل: مرگ / نیمکشته: نیمبسمل، مجروح محتضری که رمقی و نیمجانی دارد. / تشبیه: اجل به تیغ و دل به مرغ / تلمیح: اشاره به رسم آب دادن به مرغ قبل از سر بریدن آن ] - منبع: شرح غزلهای سعدی
به زیر سنگ حوادث کسی چه چاره کند
جز این قدر که به پهلو چو مار برگردد
آدمی در زیر سنگ حادثه چه تدبیری میتواند بیندیشد؟ جز این اندازه چارهگری که مانند ماری در زیر سنگی که بر سرش فرود آمده، پهلو به پهلو شود تا هلاک گردد. [ تشبیه: حوادث به سنگ / کنایه: چون مار پهلو به پهلو گشتن (از درد و رنج همچون مار به خود پیچیدن) / اشاره: یاد آور کوفتن سر مار به سنگ. ] - منبع: شرح غزلهای سعدی
دلم نماند پس این خون چیست هر ساعت
که در دو دیده یاقوت بار برگردد
دلی برایم نمانده است، پس این چه خونی است که هر لحظه از دو چشم خونبارم به گردش درمیآید؟ [ کنایه: دل نماندن (بیدل و عاشق شدن) / استعارهٔ مصرّحه: یاقوت (اشک خونین) ] - منبع: شرح غزلهای سعدی
گر از دیار به وحشت ملول شد سعدی
گمان مبر که به معنی ز یار برگردد
اگر سعدی از شهر و دیار خویش دلتنگ گردد، تصور مکن که حقیقتاً از محبوب خویش نیز رویگردان میشود. [ملول: آزرده و دلتنگ / به معنی: بهحقیقت.] - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی