برگردان به زبان ساده
هر چه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نیست
پنجه بر زورآوران انداختن فرهنگ نیست
زورآوران : جمعِ زورآور، زورمندان ، پهلوانان / فرهنگ: عقل و خرد، تدبیر / معنی: تو به هر صورت که میخواهی با ما رفتار کن، اما ما را با تو سرِ جنگ نیست، زیرا از خردمندی به دور است که آدمی با زورمندان درافتد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
در که خواهم بستن آن دل کز وصالت برکَنم
چون تو در عالم نباشد ور نه عالم تنگ نیست
کنایه: دل بستن به چیزی یا کسی (علاقه و دلبستگی و عشق به چیزی یا کسی پیدا کردن). / معنی: اگر دلم وصال تو را نخواهد، دیگر به چه کسی میتوانم دل ببندم و به کجا روم، گر چه دنیا بسیار وسیع و گسترده است، اما نظیر تو در هیچ جا یافت نمیشود. - منبع: شرح غزلهای سعدی
شاهد ما را نه هر چشمی چنان بیند که هست
صنع را آیینهای باید که بر وی زنگ نیست
شاهد: معشوق زیبا / صنع: خلقت و آفرینش / زنگ: زنگار 97/7 / تشبیه مرکّب: مصراع اول مشبّه، مصراع دوم مشبّهبه. / معنی: هر دیدهای قادر نیست محبوب زیباروی ما را آنچنانکه هست مشاهده نماید. آری، برای منعکس شدن مخلوق زیبای خداوند در آینه ضرورت دارد که آن آیینه از زنگار زدوده شود. - منبع: شرح غزلهای سعدی
با زمانی دیگر انداز ای که پندم میدهی
کاین زمانم گوش بر چنگ است و دل در چنگ نیست
چنگ (اول): سازی زهی که سری خمیده داشت و با انگشتان نواخته میشد. / کنایه: دل در چنگ نبودن (بیتاب و طاقت بودن) / جناس تام: چنگ (ساز)، چنگ (پنجه) / آرایهٔ تکرار: زمان / معنی: ای ناصح، نصیحت مرا به زمانی دیگر موکول کن، زیرا اکنون به نوای چنگ گوش سپرده و دل از کف دادهام. - منبع: شرح غزلهای سعدی
گر تو را کامی برآید دیر زود از وصل یار
بعد از آن نامت به رسوایی برآید ننگ نیست
کام بر آمدن: مراد حاصل شدن، به آرزو رسیدن / دیر زود: قید مرکّب، در زمان نزدیک یا دور، سرانجام و عاقبت (لغتنامه)، و "واو" در این ترکیب "واو" عاطفه است به معنی "یا". / پارادوکس: دیر زود / معنی: اگر دیر یا زود در اثر رسیدن به یار کامروا شوی و از آن پس نامت به رسوایی علم گردد، این را ننگ و عار مدان. - منبع: شرح غزلهای سعدی
سستپیمانا چرا کردی خلاف عقل و رای
صلح با دشمن، اگر با دوستانت جنگ نیست؟
رای: فکر و تدبیر / تضاد: دشمن، دوست / معنی: ای یار سستعهد، اگر با دوستان سر جنگ نداری، چرا بر خلاف عقل با دشمنان از درِ آشتی درآمدی؟ - منبع: شرح غزلهای سعدی
گر تو را آهنگ وصل ما نباشد گو مباش
دوستان را جز به دیدار تو هیچ آهنگ نیست
آهنگ: قصد و عزم / نوعی ردّالصدر علیالعجز: آهنگ / معنی: اگر تو عزم دیدار ما نداری، بگذار چنین باشد مانعی نیست. اما ما جز دیدار تو هیچ قصد دیگری نداریم. - منبع: شرح غزلهای سعدی
ور به سنگ از صحبت خویشم برانی عاقبت
خود دلت بر من ببخشاید که آخر سنگ نیست
صحبت: مصاحبت و همنشینی / بخشاییدن: عفو کردن، از گناه و تقصیر کسی درگذشتن، رحم آوردن. / نوعی ردّالصّدر علیالعجز: سنگ / معنی: اگر با زدن سنگ مرا از مصاحبت خویش برانی، تحمل میکنم، زیرا سرانجام دلت بر ما خواهد سوخت، چرا که آن دل از سنگ نیست. - منبع: شرح غزلهای سعدی
سعدیا نامت به رندی در جهان افسانه شد
از چه میترسی دگر؟ بعد از سیاهی رنگ نیست
رندی: لاابالیگری و بیقیدی، رسوایی -> 11/2 (رند، در غزل های سعدی عاشق مستی است که با پارسایی وداع گفته ...کسی که به هیچ قیدی وابسته نیست بجز خدا و از شیخی و مرادی بیزار است...) / افسانه شدن: به داستان در آمدن، دهن به دهن گشتن و سرِ زبان افتادن / ارسالالمثل: اشاره است به این ضربالمثل "بالای سیاهی رنگی نیست " (امثال و حکم دهخدا، ۳۶۸) / معنی: ای سعدی، نامت به عنوان رند در دنیا شهرت یافت. از چه واهمه داری؟ میدانی که "بالاتر از سیاهی رنگی نیست ." - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی