برگردان به زبان ساده
چشمم افتاد بر جمٰال کسی
که گرو برده ز آفتاب بسی
هوش مصنوعی: چشمانم به زیبایی کسی برخورد که زیباییاش از آفتاب هم بیشتر است.
دعوی بندگی غیر مکن
که تو آزاد کردهٔ هوسی
هوش مصنوعی: ادعای بندگی و اطاعت از غیر را نکن، زیرا تو خود به وسوسهی نفسانیات آزاد شدهای.
بر مزن گرد شمع ما ای غیر
که نه پروانهای نه خر مگسی
هوش مصنوعی: به دیگران نزدیک نشو و مزاحم ما نشوید، زیرا که ما نه به چیزهایی که تو میگویی ارزش قائل هستیم و نه به آنچه تو به ما ارائه میدهی، توجهی داریم.
دل شوریده را چو ساغر می
نتوان داد هر زمان بکسی
هوش مصنوعی: دل آشفته را نمیتوان هر لحظه به کسی سپرد، مانند اینکه نمیتوان می را در ظرفی (ساغر) قرار داد.
رفته بر باد برگ این باغم
نه پس اندوزی و نه پیش رسی
هوش مصنوعی: این شعر به این مفهوم اشاره دارد که تمام دستاوردها و آرزوهای انسان ممکن است به سرعت از بین بروند و دیگر قابل برگشت نباشند. در واقع، شاعر احساس میکند که دیگر نه چیزی برای پسانداز دارد و نه امیدی به آینده و رسیدن به آنچه که از دست رفته است.
ترک فریاد کن رضی کانجا
نرسد هیچکس بداد کسی
هوش مصنوعی: فریاد خود را رها کن، زیرا در اینجا هیچکس نمیتواند به کسی کمک کند.