برگردان به زبان ساده
یکدم که دست داده و با هم نشستهایم
گوئی بهم بحلقهٔ ماتم نشستهایم
هوش مصنوعی: لحظهای که با هم نشستهایم، انگار در یک دایره غم و اندوه قرار گرفتهایم.
از رستخیز فتنهٔ طوفان نه غرقهایم
ما را ببین چگونه مسلم نشستهایم
هوش مصنوعی: در شرایط سخت و دشواری که مانند طوفانی سهمگین میداند، ما همچنان استوار و پایدار ایستادهایم و با آرامش به تماشای اوضاع میپردازیم.
هرگز نکردهایم توکل به ناخدا
کشتی بجا گذاشته بیغم نشستهایم
هوش مصنوعی: ما هیچگاه به ناخدای کشتی ایمان نداشتهایم و بدون نگرانی در جایی نشستهایم.
عالم چنین فراخ چه دلتنگ ماندهایم
صحرا چنین گشاده چه در هم نشستهایم
هوش مصنوعی: جهان تا این حد وسیع و باز است، ولی چرا اینقدر دلتنگ و ناراحت هستیم؟ صحرا به این وسعت است، اما چرا در خودمان جمع شدهایم؟
دایم بیاد روی تو چون گل شکفتهایم
پیوسته در خیال تو خرم نشستهایم
هوش مصنوعی: ما همیشه به یاد چهره تو هستیم و مانند گلی که در حال شکوفه دادن است، همواره در فکر تو شاد و خوشحال به سر میبریم.
برقع چه احتیاج که از حسرت جمال
بیهم نشستهایم، چو با هم نشستهایم
هوش مصنوعی: ما به چه چیزی نیاز داریم که بخواهیم به خاطر آرزوی دیدن زیبایی محبوب، خود را بپوشانیم، در حالی که خود را در کنار هم داریم و حضور یکدیگر را مینوشیم.
ما و رضی که خون هم از رشک میخوریم
بیاختیار پیش تو با هم نشستهایم
هوش مصنوعی: ما و عشق ما، حتی از سر حسادت هم که شده، به طور خودخواسته در کنار هم نشستهایم.