برگردان به زبان ساده
خوش می تپم به خون دل و به تیرم چنین زده است
باز این چه ناوک است که از عشق، از کمین زده است
هوش مصنوعی: من با دل پر درد و غم، بیتابانه به زندگی ادامه میدهم و این کار را به سختی انجام میدهم. این چه عشق عجیبی است که اینگونه به من آسیب میزند و مرا غافلگیر کرده است؟
مشکل که مرگ روی به میدان ما نهد
از بس که فتنه به یسار و یمین زده است
هوش مصنوعی: زمانی که مرگ با چهرهاش به ما نزدیک میشود، به خاطر این است که دچار مشکلات و تنشهای فراوانی در اطراف خود هستیم.
نیشی است زهر داده ی معشوق کاوکاو
مهری که عشق بر لب جان حزین زده است
هوش مصنوعی: زهر نیشی است که از معشوق ناشی میشود، همانطور که عشق با لبان غمزدهی جان، مهر و محبت را جاری کرده است.
ناقوس عشق می زنم و رقص می کنم
بوی کدام مغبچه بر مغز دین زده است
هوش مصنوعی: صدایی از عشق بلند میکنم و در حال رقصیدن هستم. بوی کدام دختر زیبا در ذهنم تأثیر گذاشته است؟
عرفی نماند هیچ به درویشی اش سری
از بس که باده با من خلوت نشین زده است
هوش مصنوعی: به خاطر گذراندن وقت با شراب و خوشی، دیگر چیزی از حال درویشی و زهد در من نمانده است.