برگردان به زبان ساده
نه از غربت اندر وطن می روی
ز دنبالهٔ مرگ من می روی
هوش مصنوعی: در وطن هم که زندگی میکنی، احساس تنهایی و دوری میکنی، و مدام در حال فرار از سایههای مرگ من هستی.
بهای تو ای نافه خود کم نبود
که برگشته سوی ختن می روی
هوش مصنوعی: تو ارزش زیادی داری و این که به ختن باز میگردی، به معنای آن نیست که از ارزش تو کاسته شده است.
نه کم عزتی، ای دُر آخر، چرا
ز تاج سرم در عدن می روی
هوش مصنوعی: ای گوهر گرانبها، چرا از تاج سرم در بهشت عدن دور میشوی؟ تو که مقام و ارزش بالایی داری، نباید از من فاصله بگیری.
که دستار، ای گل، به یاد تو بست
که مشتاق وار از چمن می روی
هوش مصنوعی: دستار از روی شوق و یاد تو به سر کردهام، ای گل، زیرا تو چنان به زیبایی از میان گلها میروی که دل هر عاشقی را مجبور به یادآوری میکنی.
چه مشتاقی ای تن به سوی لحد
که ناشسته اندر کفن می روی
هوش مصنوعی: ای بدن، چقدر با اشتیاق در مسیر قبر حرکت میکنی در حالی که هنوز پاکیزه نشدهای و در کفن قرار داری.
خیالی که عرفی خلد در دلت
که بی موجب از خویشتن می روی
هوش مصنوعی: در دل تو خیالی وجود دارد که به بهشت شباهت دارد و بدون هیچ دلیلی از خودت دور میشود.