برگردان به زبان ساده
به شمعی کو صبا کرده به خلوت، خانهای داری
که از تنهاییات غم نیست گر پروانهای داری
هوش مصنوعی: اگر شمعی داشته باشی که نسیم آن را به خلوت برده، در خانهات تنها نیستی و غمی از تنهایی نداری، اگر پروانهای در کنارت باشد.
از این خلوتنشینی کم نگردد هستی حسنت
که آنجا هم ز خون مجرمان پیمانهای داری
هوش مصنوعی: کم بودن در این خلوت و تنهایی لطمهای به وجود زیباییات نمیزند، زیرا آنجا نیز از خون گناهکاران چیزی در دست داری.
مرا این آتش از داغ جدایی بیشتر سوزد
که میگویند جا در محفل بیگانهای داری
هوش مصنوعی: این آتش جدایی بیشتر از سوختگیاش، به خاطر این است که میگویند جای در جمع دیگران داری.
ز آسیب نظر گر میگریزی در دلم بنشین
که آنگه خالی از نامحرمان کاشانهای داری
هوش مصنوعی: اگر از آسیب دیده شدن بر اثر نگاه مردم فرار میکنی، در دل من جا بگیر، چرا که در آن صورت، مکانی امن و خالی از حضور نامحرمان برای تو فراهم است.
به شرط آنکه ناید گردی از خاکسترش بیرون
طلب کن جان من گر جانفشان پروانهای داری
هوش مصنوعی: به شرطی که خاکسترش بیرون نیاید، از جانم بخواه، اگر پروانهای داری که جانش را فدای عشق میکند.
نخواهی دید عرفی تا قیامت روی هشیاری
که این مستی ز شوق نرگس مستانهای داری
هوش مصنوعی: هرگز نخواهی توانست در طول تاریخ، چهرهٔ کسی را که به هوشیاری میرسد ببینی، چرا که این حالتی که تو از شوق جانان و زیبایی او داری، مانند مستی است.