برگردان به زبان ساده
چندم ای نالهٔ سحر بکُشی
هر دم از آتش دگر بکُشی
هوش مصنوعی: چند بار باید در دل شب ناله کنی و از دردهای جدید رنج ببری؟
دَرِ این دودگه دلا در بند
چندم از آه بی اثر بکُشی
هوش مصنوعی: در این مکان پر از درد و غم، دل در کدامین حبس و زنجیر است وقتی که بیفایده و بیثمر نالهای سر میدهی؟
این که پروانگی کنم، ترسم
کاتشم را به بال و پر بکُشی
هوش مصنوعی: من میخواهم عشق را تجربه کنم، اما از این میترسم که باعث بشود مرا به سوختن و فنا برساند.
نامه ام سنگ را بگریاند
ای فلک مرغ نامه بر بکُشی
هوش مصنوعی: ای آسمان، اگر نامهام را به سنگی برسانی، اشکهای آن سنگ را هم درمیآورم؛ آیا تو، ای پرنده نامهرسان، آن را به زمین میاندازی؟
کُشتی از غمزه اهل عالم را
بعد از این غمزه را مگر بکُشی
هوش مصنوعی: با نگاهی پر از فریب و زیبایی، دلهای مردم را به درد و رنج میاندازی؛ پس از این نگاه دیگر باید دلها را شکست.
تا کنم چون چراغ شام بلا
زنده سازی و در سحر بکُشی
هوش مصنوعی: میخواهم مانند چراغی در شب بمانم که در تاریکی وجودم را روشن کند و در صبحگاه، به حیاتم پایان دهد.
چون کسی اهل درد، عرفی را
چشم دارم که بیشر بکُشی
هوش مصنوعی: وقتی کسی دردی را احساس کند، انتظار دارم که عواطف و احساساتش را به شکلی عمیقتر تجربه کند و در این حالت ممکن است نسبت به مشکلات دیگران بیتوجه باشد.