برگردان به زبان ساده
نه شکیب توبه از می، نه ادب ز ما به مستی
که به چین زلف ساقی بکنم دراز دستی
هوش مصنوعی: نه صبر و حوصلهای برای ترک شراب دارم و نه احترام و آدابی در مستی. فقط میخواهم با دستانی دراز، زلفهای زیبا و چیندار ساقی را در اختیار بگیرم.
چو کشی ز ناز لشکر، تو بگو فدای من شو
که گران نمی فروشد، به تو کس متاع هستی
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی و ناز تو را ببیند، به او بگو که برای من فدا شود، زیرا او چیز با ارزشی برای تو ندارد.
چه عقوبت است یا رب، من عافیت گزین را
نه گمان زود مردن، نه امید تندرستی
هوش مصنوعی: خدایا، چه مجازاتی در انتظار من است وقتی که من به دنبال آرامش و راحتی هستم، نه به زودی مرگ فکر میکنم و نه به سلامتی امید دارم.
همه نقد جنس ایمان، به تو بر فشاندم اکنون
تو و ننگ آن بضاعت، من و عیش و تنگدستی
هوش مصنوعی: تمام سرمایه و ارزش ایمان خود را به تو تقدیم کردم، حالا این تو هستی که شرم آن مقدار ناچیز را بر دوش داری، و من نیز در دشواری و فقر زندگی میکنم.
ره طاعت تو یا رب، که رود چنانکه شاید
چو نیاید از برهمن، به سزا صنم پرستی
هوش مصنوعی: ای خدا، راه اطاعت تو را دنبال میکنم، اما اگر کسی مانند من به جایی نرسد، چه فایدهای دارد؟ زیرا در این جهان، شرک و پرستش بتها نتیجهای در پی ندارد.
گلهٔ نیامدن ها، گل وعده هاست، ور نه
به همین خوش است عرفی، که تو نامه ای فرستی
هوش مصنوعی: شکایت از عدم حضور و بیخبریها، نتیجهی امید به وعدههای ناپایدار است وگرنه، عرفی، به همین وضعیت راضی است که تو فقط نامهای برایش بفرستی.