برگردان به زبان ساده
من صید غم عشوه نمایی که تو باشی
بیمار به امید دوایی که تو باشی
هوش مصنوعی: من در چنگال غم گرفتارم و تو مانند یک جادوگری هستی که با ناز و عشوهات، مرا در بیماری عشق نگه داشتهای، در حالی که تنها امیدم به توست که شاید روزی مرا درمان کنی.
لطفی به کسان گر نکند عیب بگیرند
غارت زدهٔ مهر و وفایی که تو باشی
هوش مصنوعی: اگر کسی به دیگران لطفی نکند، برایش عیبجویی میکنند. این در حالی است که تو خودت را غارتزده محبت و وفا میدانی.
مردم همه جویند نشاط و طرب و عیش
من فتنه و آشوب بلایی که تو باشی
هوش مصنوعی: مردم همگی به دنبال شادی و خوشی هستند، اما من درگیر آشوب و فتنهای هستم که ناشی از وجود توست.
ای بخت ز شاهی به گدایی نرسیدیم
در سایهٔ میمون همایی که تو باشی
هوش مصنوعی: ما نتوانستیم به درجات بلند شاهی دست پیدا کنیم و حتی در سایهٔ وجود تو، که به مانند یک پرندهٔ خوشبختی هستی، به نومیدی و گدایی رسیدیم.
از بس که ملایک به تماشای تو جمعند
اندیشه نگنجد به سرایی که تو باشی
هوش مصنوعی: به دلیل زیبایی و جذابیت تو، فرشتگان همواره به تماشای تو مشغول هستند، به طوری که نمیتوان در ذهن خود جایی برای تو تصور کرد.
خورشید به گرد سر هر ذره بگردد
آن جا که خیال تو و جایی که تو باشی
هوش مصنوعی: خورشید به دور هر ذره میچرخد، همانجایی که تو هستی و خیال تو وجود دارد.
عرفی چه کند گر به ضیافت بردش وصل
با نعمت دیدار گدایی که تو باشی
هوش مصنوعی: اگر عرفی به ضیافتی دعوت شود و در آنجا به او لطف و نعمت دیدار یک گدا را بدهند، او چه میتواند بکند؟