برگردان به زبان ساده
تا مژدهٔ زخم دگر، دامن کش جان کرده ای
دشوار دادن جان من، خوش بر من آسان کرده ای
هوش مصنوعی: تو به خاطر درد جدیدی که دارم، دلت میسوزد و احساس میکنی که جانم را به سختی از دست میدهم، اما تو به طرز عجیبی برای من جان دادن را آسان کردهای.
مستانه گریند از غمت، اهل ورع در صومعه
گویا تبسم گونه ای در کار ایشان کرده ای
هوش مصنوعی: مستی از غم تو به گریه افتادهاند و اهل تقوا در صومعهها گویی لبخند بر لب دارند، انگار که تو با طراحی خاصی بر چهرهشان تأثیر گذاشتهای.
خوش با دل جمع آمدی، نازان به حسن خویشتن
از عشوه گویا هر طرف، دل ها پریشان کرده ای
هوش مصنوعی: با دل و جان به ما نزدیک شدی، با ناز و زیباییات هر کجا که باشی، دلها را آشفته کردهای.
زنار عصمت پیشگان پوشند عیب برهمن
خوش توتیای آفتی در چشم انسان کرده ای
هوش مصنوعی: زنان پاکدامن عیوب خود را در پس پوشش خود پنهان میکنند، اما تو اینقدر زیبا و جذاب هستی که انگار آفتابی در چشمان مردم تابیدهای.
مهر و وفا را جذبه ای می باشد ای اهل طلب
رو گوشه ای بنشین، چرا، رو در بیابان کرده ای
هوش مصنوعی: عشق و وفاداری نیرویی دارد که باید به آن توجه کرد. ای کسانی که به دنبال حقایقی، بهتر است در آرامش و سکوت به تفکر بپردازید، چرا که خود را در دل بیابان درگیر مسائل بیمعنا کردهاید.
چشمی که بازش کرده ای، از گریه خون آمد، ولی
خون گرید آن چشمی که تو، پاکش به دامان کرده ای
هوش مصنوعی: چشمهایی که باز کردهای، به خاطر گریه خون میریزند، اما آن چشمی که تو با دستانت پاک کردهای، تنها اشک میریزد.
در حشر اگر نشناسدت، معذور باید داشتن
چشمی که از نظارهٔ آن چهره حیران کرده ای
هوش مصنوعی: اگر در روز قیامت تو را نشناسند، این قابل توجیه است، زیرا چشمی که به تماشای آن چهره شگفتانگیز خیره شده، نمیتواند چیزی را درک کند.