برگردان به زبان ساده
شب نشد از تاب تب پیرهن آتشکده
پیرهنم شعله بود، انجمن آتشکده
هوش مصنوعی: در شب، به خاطر تب و تابی که داشتم، لباس آتشینم شعله ور بود و فضای دور و برم مانند انجمنی از آتش به نظر میرسید.
صورت شیرین بکاشت، گلشنی از خار و خس
بهر خود آماده ساخت، کوهکن آتشکده
هوش مصنوعی: شخصی زیبا و دلنشین به وجود آورد، در حالی که برای خود باغی پر از خار و گیاهان بیفایده ساخته است، همان کسی که آتشکده را میسازد.
سینهٔ سوزان من، قبلهٔ گبران شده است
روح من آتش بود، جسم من آتشکده
هوش مصنوعی: دل سرد و داغ من، مکان پرستش کسانی شده که به آتش ایمان دارند. جان من مانند آتشی سوزان است و تن من همانند آتشکدهای میباشد.
سرد نگردد ز مرگ، ای دل آتش فروز
می برم از پیرهن در کفن آتشکده
هوش مصنوعی: ای دل آتشین، نگران مرگ نباش، چرا که من شعلهای از آتش زندگی را از زیر پیراهن خود به همراه میآورم و آن را در آتشکدهام قرار میدهم.
رو سوی گلخن دلا، باغ و گلستان مشو
بس که بر افروختی در چمن آتشکده
هوش مصنوعی: به سوی دل خود برگرد، به باغ و گلستان وابسته نشو، زیرا که خود در دل چمن، آتش عشق و شور را افروختهای.