برگردان به زبان ساده
تا به خون ریزیم اشارت ها نمود ابروی او
میل خون ریزی خود فهمیدم از هر موی او
هوش مصنوعی: زمانی که ابروهای او به من اشاره کردند، فهمیدم که میل به خون ریزی در وجودم پیدا شده است، و از هر یک از موهای او این موضوع را درک کردم.
چون خرامد در دلم جان، هم چو آب زندگی
سر نهد در پای سرو قامت دلجوی او
هوش مصنوعی: وقتی جانم در دل با ناز و کرشمه به حرکت در میآید، مانند آب زندگی که در پای سرو زیبا مینشیند.
تا خیال قامتش بیرون نیامد از دلم
کرده ام زنجیر یایش حسرت گیسوی او
هوش مصنوعی: تا وقتی که تصویر زیبایی او از ذهنم بیرون نرفته، به خاطر حسرت موهایش، خودم را به زنجیر کردهام.
گر نمی گردد مه من گرم کین از مهر نیست
از نزاکت طاقت گرمی ندارد خوی او
هوش مصنوعی: اگر ماه من گرم و مهربان نمیشود، از آنجاست که محبتش خالص نیست؛ و اگر قدرت نرمخویی و محبت در وجود او نیست، دلیلش همان ویژگیهای درونیاش است.
تا بود آمد شدش بر خاک من ای هم نشین
چون بمیرم شب نهانم دفن کن در کوی او
هوش مصنوعی: هر زمان که به خاک من رسیدی، ای همنشین، وقتی که بمیرم، مرا در شب به طور مخفیانه در کوی او دفن کن.
من که حسرت می کشم عرفی برای دیگران
شیشهٔ می را کی توانم دید بر زانوی او
هوش مصنوعی: من که آرزوهایم را در دل دارم و به یاد دیگران نوشیدنیهای عاشقانه را مینوشم، چگونه میتوانم شیشهٔ می را بر زانوی او ببینم؟