برگردان به زبان ساده
ما لذت فقریم، سخا را نشناسیم
ناسوری زخمیم، شفا را نشناسیم
هوش مصنوعی: ما از فقر لذت میبریم و اجازه نمیدهیم نعمتها را بشناسیم. ما زخمهایی داریم، اما درمان را نمیشناسیم.
ما طایر قدسیم، سراسیمه در این دهر
کیفیت این آب و هوا را نشناسیم
هوش مصنوعی: ما پرندگان آسمان مقدس هستیم و در این دنیا، در هم و برهم و ناآرامیم و نمیتوانیم کیفیت این محیط و شرایط را درک کنیم.
مهر لب ما بشکند آشوب بهاران
ما باغ ملولیم نوا را نشناسیم
هوش مصنوعی: اگر لبان ما بخندند، بهار ما را دچار شور و شوق میکند. اما ما در این باغ، از آن نغمههای خوشآوایی که قبلاً میشناختیم، بیخبر و دلزدهایم.
مستیم و نداریم دل عافیت اندیش
ما کشمکش روز جزا را نشناسیم
هوش مصنوعی: ما در حال خوشی و مستی هستیم و به فکر آسایش و راحتی خود نیستیم. ما در برابر قضاوت روز قیامت، هیچ دغدغهای نداریم و نمیخواهیم از آنچه در آن روز اتفاق میافتد، آگاه شویم.
در معرکهٔ ریب و ریا عمر به سر شد
زان چهره شناسیم وفا را نشناسیم
هوش مصنوعی: در دنیای پر از تردید و فریب، عمر ما به پایان رسید، اما فقط از روی ظاهر کسی را میشناسیم و از وفاداری و صداقت واقعی آنها بیخبر هستیم.
در راه وفا کوشش و نازان سوی مستی
تا سر نرود جنبش پا را نشناسیم
هوش مصنوعی: در مسیر وفا تلاش کن و با ناز و محبت به سمت شادی برو، تا زمانی که پاهایتان حرکت خود را از دست ندهند، به دنبال آن نباشید که چه میکنید.
یک نالهٔ آشفته فروشیم به صد کام
آرایش بازار دعا را نشناسیم
هوش مصنوعی: ما یک نالهٔ پریشان خود را به هزار نوع زیور و زینت بازار دعا میفروشیم و این بازار را نمیشناسیم.