برگردان به زبان ساده
عمر در شعر به سر کرده و در باخته ام
عمر در باخته را بار دگر باخته ام
هوش مصنوعی: عمری را به سرایندگی و شعر گفتن گذراندهام و در این میان، زندگیام را از دست دادهام. حال دوباره به همین شیوه زندگی خود را به فنا دادهام.
ساقی مصطبهٔ عشقم و می ریخته ام
طایر باغچهٔ قدسم و پر باخته ام
هوش مصنوعی: میگوید که ساقی مرجع عشق من است و من به او مینوشانم، همچنانکه پرندهای در باغچهای مقدس به پرواز در میآید و پرهای خود را فدای عشق میکند.
العطش می زند از تشنه لبی هر مویم
که قدح های پر از خون جگر باخته ام
هوش مصنوعی: تشنگی مرا میآزارد، هر یک از موهایم گویی دچار عطش شده است؛ چرا که من چندین جام پر از خون و جگر سوخته را نوشیدهام.
شاید ار تلخ کشم ناله ز حرمان سخن
طوطی گرسنه ام تنگ شکر باخته ام
هوش مصنوعی: شاید اگر از درد و ناامیدی شکایت کنم، درست مانند طوطیای هستم که به شدت گرسنه است و شیرینی را از دست دادهام.
رصد شرع هنر چون نشود محو که من
شش هزار آیت احکام هنر باخته ام
هوش مصنوعی: اگر قوانین دین را نتوان از هنر جدا کرد، من برای این هنر شش هزار آیه در مورد احکام آن دارم.
گفته گر شد ز کفم، شکر که ناگفته به جاست
از دو صد گنج یکی مشت گهر باخته ام
هوش مصنوعی: اگرچه زبانم از بیان آنچه در دل دارم ناتوان است، اما خوشحالم که هنوز هم جواهراتی از عشق و احساساتم در درونم باقی مانده است. من از بین صدها گنجینه، یکی از این گوهرها را به دست آوردهام.
صد مصیبت کده در هر سخنم مدغم بود
گریه و ناله پس شام و سحر باخته ام
هوش مصنوعی: در هر کلام من، صدها درد و مصیبت نهفته است. من در تمام ساعات شبانهروز، جز گریه و ناله چیزی ندارم و به شدت از دست رفتهام.