برگردان به زبان ساده
تنها نشین گوشهٔ غمخانهٔ خودیم
گنج غمیم و در دل ویرانهٔ خودیم
هوش مصنوعی: ما در گوشهای از غم و اندوه خود نشستهایم و تمام دردها و غمهای زندگی را در دل ویرانه خود جای دادهایم.
لب تر نکرده ایم ز جام و سبوی کس
جاوید مست جرعه و پیمانهٔ خودیم
هوش مصنوعی: ما از هیچ کس جام و سبویی ننوشیدهایم و همیشه مست نوشیدنی و پیمانهٔ خود هستیم.
با غم نشسته ایم به تدبیر عقل خویش
ما آشنا به دشمن و بیگانهٔ خودیم
هوش مصنوعی: ما با اندوه خود نشستهایم و سعی میکنیم با عقل و تدبیر خود مسائل را حل کنیم. اما در این میان، از دشمنان و بیگانگان خود آگاهی داریم.
بس در گشوده ایم، چه دشمن، چه دوست را
ما قفل بی گشاد در خانهٔ خودیم
هوش مصنوعی: ما به روی همه، چه دشمن و چه دوست، درهای خود را باز کردهایم، اما هنوز نتوانستهایم قفل قلب خود را باز کنیم.
شیرین نکرده ایم لب از گفت و گوی کس
لب ها به زهر شستهٔ افسانهٔ خودیم
هوش مصنوعی: ما به خاطر صحبت نکردن با دیگران، لذت کلام را از خود گرفتهایم و زبانمان به تلخی افسانههای خود آغشته است.
گاهی فریب توبه و گاهی فساد زرق
بازیچهٔ طبیعت طفلانهٔ خودیم
هوش مصنوعی: گاهی به توبه و بازگشت به راه راست فریب میخوریم و گاهی به فساد و فریبهای زیبا و زرق و برقهایی که طبیعت به ما ارائه میدهد، در دنیای کودکانهمان گرفتار میشویم.
غیرت روا نداشت که برقع برافکنیم
تا جمله بنگرند که جانانهٔ خودیم
هوش مصنوعی: غیرت ما اجازه نداد که حجاب و پوشش خود را برداریم تا همه ببینند که ما چه محبوب و عزیز هستیم.
عرفی برو، تهیهٔ افسون مکن که ما
صید فریب دام خود و دانهٔ خودیم
هوش مصنوعی: ای عرفی، تو به دنبال جادو و افسون نرو، چرا که ما خود در دام فریب و طعمهایم که برای خودمان تدارک دیدهایم.