برگردان به زبان ساده
اگر تو خنده کنی از گل و شراب چه حظ
وگر تو زهر دهی تشنه را ز آب چه حظ
هوش مصنوعی: اگر تو بخندی، از زیباییها و خوشیهای زندگی هیچ لذتی نمیبرم و اگر هم به یک تشنه زهر دهی، هیچ سودی از آب برایش نخواهد داشت.
اگر نه سایهٔ حسن تو جویم از خورشید
ز دشمنی شب و مهر آفتاب چه حظ
هوش مصنوعی: اگر بخواهم سایه زیبایی تو را جستجو کنم، نه از خورشید، بلکه به دلیل دشمنی که در شب و مهر آفتاب وجود دارد، چه بهرهای میتوانم ببرم؟
کمالِ حسنِ درونِ جمال در جلوه است
هزار سال نهفتنش در نقاب چه حظ
هوش مصنوعی: زیبایی واقعی درون انسان به نمایش گذاشته شده است و نهان ماندن آن در پردهای بر چهره، چه لذتی دارد!
عنان این دل صد جا شکسته را بگذار
ستم نواز شها، بر ده خراب چه حظ
هوش مصنوعی: این دل، که بارها آسیب دیده است، را به دست شاهی ستمگر بسپار. در چنین وضعیتی، چه دلخوشی میتوان از یک سرزمین ویران و خراب داشت؟
ز آسمان طلبیدم نشان راحت، گفت
اگر سوال غلط باشد، از جواب چه حظ
هوش مصنوعی: فرشته آسمانی را خواستم که نشانهای از آرامش به من بدهد، اما او گفت اگر سوالی که پرسیدهام نادرست باشد، پاسخ هرگز نمیتواند خوشایند باشد.
تلافی غم شب می کنم به خواب صبوح
وگر نه تلخی غم بشکند ز خواب چه حظ
هوش مصنوعی: برای رهایی از غم شب، به خواب صبحگاهی میروم؛ در غیر این صورت، تلخی غم خواب را هم تلخ خواهد کرد و از خواب بهرهای نمیبرم.
سبوی دُردکشان محتسب شکست، ولی
اگر دلی نخراشد ز احتساب چه حظ
هوش مصنوعی: سبوی مینوشان شکسته شد، اما اگر قلبی به خاطر حساب و کتاب درد نیابد، چه سودی دارد؟
نشاط فارغ و اندوه عاشق است شراب
اگر ملال نیفزاید از شراب چه حظ
هوش مصنوعی: شراب، شادی و بیخیالی عاشقانه را به همراه دارد، اما اگر باعث افزایش غم و اندوه شود، چه فایدهای دارد؟
مگو که گوش به واعظ نمی کند عرفی
ندیم میکده را از شب عذاب چه حظ
هوش مصنوعی: نگو که مردم به وعاظ گوش نمیدهند؛ عرفی، دوستدار میکده است و از شب عذاب، نعمت و لذت میبرد.