برگردان به زبان ساده
فصل بهار است و شُکر نسیم بهار فرض
می در پیاله واجب و گل در کنار فرض
هوش مصنوعی: فصل بهار فرا رسیده و نسیم دلانگیز آن جریان دارد. در این زمان، نوشیدن شراب در پیاله ضروری به نظر میرسد و گلهای زیبا در کنار آن، نمایانگر زیباییهای این فصل هستند.
چندان اسیر شد دل وارستگان که گشت
شکر کرشمه های تو بر روزگار فرض
هوش مصنوعی: دلهای آزادگان به قدری در دام عشق تو گرفتار شدند که شیرینی محبت و جذابیتهای تو بهنوعی بر زندگی چیره شده است.
صیاد غمزهٔ تو چو زه بر بست بر کمان
گردید عشقِ ناوکِ او بر شکار فرض
هوش مصنوعی: وقتی که صیاد با نگاه پرغیرتش بیندازید، عشق مانند تیر بر کمانش آماده میشود تا به هدفی خاص بزند.
از بس که قابلیت در عشق داشتم
کردم عطای حسن تو بر کردگار فرض
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه در عشق بسیار مستعد بودم، تصمیم گرفتم زیبایی تو را به خداوند هدیه کنم.
سنت بود ز میکده جذب نسیم می
وز درگهش به ناصیه جذب غبار فرض
هوش مصنوعی: در گذشته، عادت داشتی که از میکده بوی خوش نسیم را استشمام کنی و در آنجا حضور داشته باشی، همچنان که در خانهات نیز تحت تاثیر غبار ناشی از گذر زمان و محیط هستی.
زان مانده ام به طاعت حق کز هوای نفس
بر گردنم نهاده طبیعت هزار فرض
هوش مصنوعی: به خاطر بندگی و اطاعت از خداوند، از خواستههای نفسانی خود دور ماندهام، زیرا طبیعت در وجود من بارها وظایفی تحمیل کرده است که باید انجام دهم.
انکار فرض شاهد و می، فرض بر فقیه
بر ما اطاعت صنم می گسار فرض
هوش مصنوعی: در اینجا به نوعی اشاره شده که در برابر وجود محبوب و شراب، دوری جستن از آنها بر عهده فقیه است و باید او را در این زمینه اطاعت کرد. به نمایش گذاشتن زیبایی و عشق، همواره در نظر قرار دارد و بر همه چیز دیگر برتری دارد.
تا کی سوال سنت و فرض ای فقیه، خیز
ناز و نیاز سنت بوس و کنار فرض
هوش مصنوعی: ای فقیه! تا کی به دنبال سوالات معمولی و واجبات دینی هستی؟ برخیز و دلی سرشار از محبت و نیاز را به سمت سنت ها و نعمت های معنوی ببوس و در آغوش بگیر.
عرفی بر اهل صومعه ساغر مده که هست
بر صوفیان بادهٔ نهان کش خمار فرض
هوش مصنوعی: به اهل خانقاه شراب نده، زیرا در دل صوفیان بادهای نهفته است که آنها به تلخی و خماری آن عادت کردهاند.