برگردان به زبان ساده
حاشا که برق حسن بود عشق خانه سوز
برق است حسن، شعله گداز و بهانه سوز
هوش مصنوعی: عشق همچون نوری است که خانه را سوزانده و به شدت احساسات را شعلهور میکند. جمال و زیبایی در اینجا به گونهای است که نه تنها دل را مجذوب میکند، بلکه آتش محبت و شوق را نیز برافروخته و میسوزاند.
تا کی بهانه گیری و آسودگی، که هست
ناموس درد پرور و صدها بهانه سوز
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی بهانهگیری کنی و راحت باشی؟ که ناموس درد و رنج همیشه وجود دارد و هزاران بهانه برای سوختن در این راه هست.
در مزرع جهان مفشان دانهٔ امید
زین دشت برگذر که زمینی است دانه سوز
هوش مصنوعی: در دنیای زندگی، امید و آرزوهایت را هدر نکن و از این سرزمین بگذر چون زمین، جایی است که آرزوها را نابود میکند.
گفتی چه طایر است دل سینه دشمنت
آتش به خویش در زده و آشیانه سوز
هوش مصنوعی: گفتی دل دشمن تو چه پرندهای است؛ آتش به خود زده و لانهاش را سوزانده.
در خرمن زمانه زنم آتش از فغان
شوق تو جان گداز من و من زمانه سوز
هوش مصنوعی: من در میان زمانه بیتابی میکنم و آتش شوق تو را در دل میافروزم، این شوق و آتش جانم را میسوزاند و خودم را هم میسوزاند.
چون سیل آتش آمده ام، مست اشتیاق
کز بوسه های گرم شود آستانه سوز
هوش مصنوعی: من همچون سیل آتشین آمدهام، پر از اشتیاقی که از بوسههای گرم، آستانهام به آتش و سوز درآید.
عرفی مجو نهایت ایام دوستی
دریای آتش است محبت، کرانه سوز
هوش مصنوعی: در دوستی، نباید به دنبال پایان روزگار باشی، چرا که محبت مانند دریایی از آتش است که کناری سوزان دارد.