برگردان به زبان ساده
دیده ام پژمرده و حیران گل رویم هنوز
آب فرصت رفت و مشتاق لب جویم هنوز
هوش مصنوعی: من شاهد بودهام که چهرهام همچنان پژمرده و در حیرت است، با این حال هنوز فرصتی برای آب و شادابی ندارم و دلتنگ لب جوی آب هستم.
شد خزان و بلبل از قول پریشان باز ماند
من همان دیوانه مرغ بی محل گویم هنوز
هوش مصنوعی: زمانه به خزان رسیده و بلبل از گفتههای پریشان خود بازمانده است. من هنوز همان دیوانهای هستم که دربارهی مرغی در جای نامناسب صحبت میکنم.
دوش دستم راه دل گم داشت از مستی، ولی
آشنای شیشهٔ می بود زانویم هنوز
هوش مصنوعی: دیشب به دلیل مستی، نتوانستم راه قلبم را پیدا کنم، اما همچنان آشنای شراب، زانویم را در دست داشت.
هر قدم صد کاروان مشک در دنبال ماند
من به بوی نافه دردنبال آهویم هنوز
هوش مصنوعی: هر گام من به اندازهی صد کاروان بوی خوش مشک را به دنبال دارد، ولی من هنوز به دنبال آهو و بوی خاصی هستم که در قلبم وجود دارد.
صد ره افکندم کمند ناله بر ایوان عرش
وز اثر دور است رنج دست و بازویم هنوز
هوش مصنوعی: من بارها با ناله و فریاد خودم را به آسمان رساندهام، اما هنوز آثار زحمتهای دست و بازویم از فاصله دور به چشم نمیآید.
ره شناس عالمم در غایت شوریدگی
می فزایند آشنایان عادت و خویم هنوز
هوش مصنوعی: من در این دنیا بسیار آشنا و آگاه هستم، اما در عین حال به شدت دچار شور و شوق هستم. افرادی که با من آشنا هستند، به طور مداوم به این حالت من افزوده میشود، در حالی که عادتها و ویژگیهای من همچنان ثابت و بدون تغییر باقی مانده است.
عمرها شد کز جحیمم در بهشت آورده اند
وز غبار ظلمت عصیان سیه رویم هنوز
هوش مصنوعی: سالها میگذرد که من را از آتش دوزخ به بهشت بردهاند، اما هنوز هم غبار تاریکی و گناه بر چهرهام نشسته است.
گرد دارو در جهان، عرفی، نگردیدم، ولی
پیچ و تاب درد دارد هر سر مویم هنوز
هوش مصنوعی: در جهان دارو و درمان جستجو نکردم، اما هنوز هر تار موی من پیچ و تاب درد را حس میکند.