برگردان به زبان ساده
جان رفت و سوزد از تو دل ناتوان هنوز
شد خاک دیدهٔ مژه ام خون فشان هنوز
هوش مصنوعی: جانم رفته و دل ضعیفم به خاطر تو میسوزد. هنوز چشمانم از اشک به خاک نشسته و خون میریزد.
ای عالم فراغ، مروت، که هست زان
جان های زخم خورده ز پی دوان هنوز
هوش مصنوعی: ای عالم آزادی و بزرگواری، نمیخواهی که بدانید هنوز هم جانهای آسیبدیده به دنبال تو هستند.
خاکم به باد رفت سراسیمه هر طرف
می جوید از دلم غم عشقت نشان هنوز
هوش مصنوعی: به خاطر عشق تو، در حالتی آشفته و پریشان در هر سو میگردم و غم و یاد تو را هنوز در دل احساس میکنم.
از تیرِ کاری تو به خون می تپد دلم
افکنده غمزهٔ تو به بازو کمان هنوز
هوش مصنوعی: دل من به خاطر اثر تیر و کمان تو به شدت میتپد، هنوز هم غمزه و نگاه تو مانند کمان در دلم نشسته است.
تابوت من روان شد و بهر وداع او
جان گریه ناک مانده از آن آستان هنوز
هوش مصنوعی: تابوت من حرکت کرد و برای وداع، جانم که از آن درگاه هنوز غمگین و اندوهناک است، گریه میکند.
عرفی اگر چه خفت به خلوت سرای خاک
بندد رهم ز خوی تو راه فغان هنوز
هوش مصنوعی: عرفی اگرچه در خلوت و آرامش خاک خوابیده باشد، اما هنوز هم صدای نالهاش به خاطر تو به گوش میرسد.