برگردان به زبان ساده
چنانکه در چمن روضه خس نمی گنجد
به باغ عشق گیاه هوس نمی گنجد
هوش مصنوعی: در باغ عشق، جایی برای گیاه هوس وجود ندارد، همانطور که در چمنزار، علف نمیتواند جا بگیرد.
ز زخم ناوک درد تو لذتی گیرم
که آن به حوصلهٔ ذوق کس نمی گنجد
هوش مصنوعی: از زخمهای تیز عشق تو، لذتی میبرم که هیچکس دیگری قادر به درک آن نیست.
از آن دلم ترکان جنگجو طلبد
که در حوالی آتش مگس نمی گنجد
هوش مصنوعی: قلب من در پی افرادی است که شجاعت و جنگجویی دارند، زیرا در کنار آتش نمیتوان جانداران کوچک و بیاهمیتی مانند مگس را پیدا کرد.
در آ به سینه و صد کوه غم نه بر دل
چنین که دردل تنگم نفس نمی گنجد
هوش مصنوعی: غم و اندوهی که در دل من جا دارد، به اندازهای زیاد است که حتی نفس کشیدن برایم دشوار شده است. انگار که سنگینی این بار، سنگینی کوهها را هم به یدک میکشد و من در سینهام حسرت و درد فراوانی را حس میکنم.
بگو به باغ بهشت آ و دلگشایی بین
که بلبل دل من در قفس نمی گنجد
هوش مصنوعی: برو به باغ بهشت و زیباییهای آن را تماشا کن، زیرا دل من مثل بلبل در قفس، از شادی و آزادی پر است و نمیتواند در این محدودیتها بماند.
صباح و شام در آن کوچه مِی کشد عرفی
که ترس شحنه و بیم عسس نمی گنجد
هوش مصنوعی: در صبح و عصر در آن کوچه، عرفی به نوشیدن شراب مشغول است و از اینکه پلیس یا مأموران او را بگیرند، نگرانی ندارد.