برگردان به زبان ساده
دوش کز عشق تو، دل عیب سلامت می کرد
ناگوارایی غم، کار حلاوت می کرد
هوش مصنوعی: دیشب که دل به عشق تو میتپید و از درد غم مینویسید، آن غم ناخوشایند به نوعی دلنشینی تبدیل شده بود.
جان برفت ای غم و همراه نرفتی، آری
این گنه داشت که عمری به تو عادت می کرد
هوش مصنوعی: غم جان مرا گرفته و من از این احساس درست جدا نشدهام. واقعاً این تقدیر من بود که سالها به تو عادت کردهام.
دوش کآئینهٔ دل داشتمش پیش نظر
تاب دل بین که تماشای قیامت می کرد
هوش مصنوعی: دیروز در حالی که دل من مثل یک آینه شفاف بود، او را در برابر دیدگانم دیدم. نگاهی به دل نرم و زیبا، چون تماشای قیامت میکرد.
آن که توفیق مرا برگ فراغت می داد
کاش خون در دلم از درد قناعت می کرد
هوش مصنوعی: نفرین بر بختی که به من آرامش میدهد؛ ای کاش درد قناعت فقط در دل من به صورت خون جاری میشد و مرا رنج نمیداد.
گر که مقصود دلم تلخ تر از زهر زیان بود
کی دعا دست در آغوش اجابت می کرد
هوش مصنوعی: اگر هدف دل من از هر درد و رنج هم تلختر از زهر باشد، چگونه ممکن است دعا به نتیجه برسد و پاسخ مثبت بگیرد؟
گر نه دوشینه اجل بهر تو می مُرد، چرا
کشتن خلق به ناز تو وصیت می کرد
هوش مصنوعی: اگر مرگ به خاطر تو نمیآمد، پس چرا به زیبایی تو از مردم درخواست میکرد که برایش جان بدهند؟
گیسوی حور پریشانی ماتم بشناخت
ورنه کی سنبل تر گلشن جنت می کرد
هوش مصنوعی: موی حوری در دلتنگی را شناختم، وگرنه کسی که در باغ بهشت زیباترین گل را میآفریند، چه کسی است؟
بعد مردن، به جهان شد، زر عرفی رایج
کاش در عین حیات این همه شهرت می کرد
هوش مصنوعی: بعد از مرگ، او به شهرت و معروفیت در دنیا رسید؛ ای کاش این همه اعتبار و شناختهشدگی را در زمان حیاتش به دست میآورد.