برگردان به زبان ساده
لب حرف شفا گفت، دلِ سوخته تب کرد
این حرف دل آشوب مرا دشمن لب کرد
هوش مصنوعی: لب به زبان آورده کلامی شفابخش، ولی دلِ آتشین و رنجور من بیقرار و دچار تب و تبوتاب شد. این سخنِ دلازدهی من باعث شد که دشمن بر من چشم بد دوزد.
بلهانه به آفات قدر ساخته بودم
این عقل فضول آمد و تحقیق سبب کرد
هوش مصنوعی: من به طور پنهانی بر مشکلات بزرگ غلبه کرده بودم، اما اکنون این عقل بیمورد وارد عمل شده و دلیل آن را بررسی کرده است.
غمناک پسین، زین مرو از راه، که ایام
تاراجگر عمر تو را، عیش لقب کرد
هوش مصنوعی: در غروب غمانگیز، از این مسیر نروم، زیرا روزهایی که از عمر تو میگذرد، شادی را به نابودی تبدیل کردهاند.
با دختر رز عیب نه، و عقد حرام است
ادراک مرا حیرت این نکته عزب کرد
هوش مصنوعی: من به دختر گل هیچ عیبی نمیبینم، اما فهمیدن این نکته که ازدواج ممنوع است، مرا به حیرت واداشته است.
صوفی به کرامات دگر فتنه شد امروز
این طرح فساد است که در پردهٔ شب کرد
هوش مصنوعی: امروز صوفی دچار معجزات جدیدی شده است و این نشاندهنده نوعی فساد است که در خاموشی شب رخ داده است.
هر مسأله کز علم و ادب طرح نمودم
منعم به جواب سخن از اصل ونسب کرد
هوش مصنوعی: هر مشکلی که با علم و ادب مطرح کردم، او به من پاسخ نداد و به جای آن به اصل و نسب خود اشاره کرد.
کوکو زدن فاختهٔ سرو در آغوش
در جامهٔ معشوق مرا گرم طلب کرد
هوش مصنوعی: صدای کوکو از فاخته در آغوش درخت سرو، مرا به یاد معشوقم انداخت و خواستهای در دل من ایجاد کرد.
در وصل تو دانم دل عرفی اِلمی داشت
آخر به کنایت، گله از شرم و ادب کرد
هوش مصنوعی: در وصال تو میدانم که دل عاشق با عشق تو سرشار است، اما به خاطر شرم و ادب، از تو گله میکند.