برگردان به زبان ساده
دودی ز دل برآمد و خون جوش می زند
خون می چکد ز عقل و جنون جوش می زند
هوش مصنوعی: دلی پر از شعله است که دودی از آن بلند میشود و احساسات متضاد در وجودم در حال جوشیدن هستند. از عقل و جنون، خون میچکد و این دو حالتم به شدت در هم درگیر شدهاند.
ای سامری زیاده کن افسون و دم که باز
دردم به رغم سحر و فسون جوش می زند
هوش مصنوعی: ای سامری، هر چه میخواهی جادو و دام درست کن، اما بدان که درد من با وجود تمام سحر و جادو همچنان شعلهور میشود.
پژمرده گشته بود کهن داغ های دل
در لاله زار خنده کنون جوش می زند
هوش مصنوعی: دلهای زخمخورده و پژمرده در گذشته اکنون در میان گلهای خوشرنگ پر از شادی و نشاط میتپد و زندگی دوبارهای پیدا کردهاند.
تا جنتم به فال در آمد، بهشت را
اندوه در برون و درون جوش می زند
هوش مصنوعی: وقتی که خوشحالی و شادابی به زندگیام راه پیدا کرد، در عین حال حسرت و غم بهشت را هم در بیرون و هم در درونم حس میکنم.
در وادیی گمم که ز دل های تشنکان
چندین هزار چشمهٔ خون جوش می زند
هوش مصنوعی: در دنیایی گم شدهام که از دلهای عطشزده، چشمههای خون زیادی به جوش میآید.
تا زخم دل گشوده و در خون نشسته ام
در آتشم درون و برون جوش می زند
هوش مصنوعی: من به خاطر درد و زخم دلی که دارم، به شدت در عذاب هستم و احساس میکنم که در آتش میسوزم؛ احساسم هم درونم و هم بیرونم در حال فوران است.
عرفی کجاست غمزه، به تقلید او که باز
در صیدگاه، صید زبون جوش می زند
هوش مصنوعی: کجاست آن شخص زیبا که با ناز و غمزهاش میتواند همه را به دام بیندازد؟ مثل شکارچی که در محل شکارش، طعمههای بیخبر از خطر را به حرکت در میآورد.