برگردان به زبان ساده
کدام لحظه دلم گرد غم نمیگردد
هلاک درد و فدای الم نمیگردد
هوش مصنوعی: هر لحظهای که میگذرد، دل من از غم پر میشود و هرگز از درد و رنج تسلیم نمیشود.
گدام زهر بلا در سفال میریزم
که آب در دهن جام جم نمیگردد
هوش مصنوعی: من در ظرف سفالی زهر و درد را میریزم، چون حتی آب جام جم هم نمیتواند در دهان بگردد.
فغان که از خرد و عشق کردهایم قبول
دو کارخانه که همراه هم نمیگردد
هوش مصنوعی: ای وای، ما از عقل و عشق قبول کردهایم که دو چیز مختلفاند، اما این دو هرگز با هم نمیتوانند سازگار شوند.
هوای صومعه را هست نشئهای کز وی
کسی به رندی و مستی علم نمیگردد
هوش مصنوعی: فضای صومعه حال و هوایی دارد که باعث میشود کسی به حال رندی و مستی در نیاید و از آن خبر نداشته باشد.
مدار جلوه دریغ از دلم که خرمن عشق
به خوشه چینی آئینه کم نمیگردد
هوش مصنوعی: از زیباییهای دنیا غافل نشو که دل من از عشق پر است و این عشق هرگز کاهش نمییابد، حتی اگر به آرامی آن را به تصویر بکشیم.
چرا رفیق شهیدان نمیشود عرفی
مگر روانه به شهر عدم نمیگردد
هوش مصنوعی: چرا عرفی، دوست شهیدان نمیشود، مگر اینکه به سرای عدم و جهان دیگر سفر کند؟