برگردان به زبان ساده
بسی در کوفتم تا یک خبر از می فروش آمد
عجب کز آبروی سرو من یک دل به جوش آمد
هوش مصنوعی: من بارها در کوفه تلاش کردم تا خبری از میفروش به دست بیاورم، جالب اینجاست که از آبروی سرویم، یک دلم به تلاطم افتاد.
به میدان شهادت می برند اینک به صد ذوقم
بشارتها که از خاک شهیدانم به گوش آمد
هوش مصنوعی: اینک به میدان شهادت میروم و از سر شوق و شعف فراوان خبرهایی به من میرسد که از خاک شهدای عزیز، صداهایی به گوش میرسد.
ازین عهد شباب تیزرو آسایشی بستان
که امشب یأس میآید اگر امید دوش آمد
هوش مصنوعی: از جوانی و دوران شادابی بهره برداری کن و لذت ببر، زیرا امشب ناامیدی به سراغت میآید اگر امید در کنارت نباشد.
دل شوریدهای دارم که هر گه بهر تسکینش
نصیحت را فرستادم پریشان و خموش آمد
هوش مصنوعی: من دل نگران و پر تلاطمی دارم که هر بار برای آرامش آن نصیحتهایی را ارسال میکنم، اما همچنان در بهت و سکوت باقی میماند.
خدایا کشتگان عشق را گنج دو عالم ده
که اینک در قیامت زخم ما لذت فروش آمد
هوش مصنوعی: ای خدا، به کشتهشدگان عشق، ثروت دو جهان را عطا فرما؛ چون اکنون در قیامت، زخم ما به لذت تبدیل شده است.
ندانم سلسبیلم داد یا کوثر، نمی دانم
که ساقی ریخت آبی در دلم کاتش به جوش آمد
هوش مصنوعی: نمیدانم که آیا حوض آب بهشتی یا نهر کوثر است که در دل من ریخته شده، اما نمیتوانم انکار کنم که این آب باعث شعلهور شدن حس و احساسم شده است.
دگر هنگامهٔ آشوب، صد جا چیده میبینم
مگر از بادهٔ حیرت، دل عرفی به هوش آمد
هوش مصنوعی: در زمان آشفتگی و هرج و مرج، جاهایی را پر از صدا و شلوغی میبینم، اما با نوشیدن از جام حیرت، دل عرفی به آرامش و هوشیاری میرسد.