برگردان به زبان ساده
فلک سای و غم صهبا،کسی هشیار کی ماند
فنا گلچین و ما گل، عنچیه هم پر بار کی ماند
هوش مصنوعی: در این دنیا، ما با غم و غصهها دست و پنجه نرم میکنیم و هیچ کس در این بلبشو و فانی بودن زندگی، نمیتواند همیشه هشیار و بیدار بماند. ما همچون گلها در این باغ زندگی هستیم، اما به مرور زمان، میگذریم و به یادگار چیزی از ما نمیماند.
مگو صافی به از خلوت، نداند باغ و بستان را
درش گر باز باشد، روی تو، دیوار کی ماند
هوش مصنوعی: نگو که خلوت و تنهایی بهتر است، چون وقتی که در باغ و بستان هستی و درهایش باز است، دیگر دیواری وجود نخواهد داشت که مانع دیدار تو شود.
منم دایم صلاح اندیش کارافتادگان، لیکن
چو غم رو آورد اندیشه را، رفتار کی ماند
هوش مصنوعی: من همیشه فکر میکنم به نفع افرادی که با مشکل مواجهاند، اما وقتی غم به سراغم میآید، دیگر فرصتی برای فکر کردن و عمل کردن باقی نمیماند.
نپندارم که گر مشفق شوم، آسوده دل گردم
دلی کافتد به دست عشق، بی آزار کی ماند
هوش مصنوعی: من فکر نمیکنم اگر مهربان و دلسوز شوم، به آرامش برسم. دلی که به دام عشق بیفتد، چگونه میتواند بیزحمت و بدون ناراحتی باقی بماند؟
ز وصلت یافتم صحت، به همت بود بیماری
کسی کاید مسیحا بر سرش، بیمار کی ماند
هوش مصنوعی: من از وصال تو به سلامت رسیدم، چرا که تلاش کسی که در حال بیماری است، میتواند برای او مانند مسیحا باشد. آیا بیمار دیگری باقی میماند؟
بهار وباغ ما دست خزان در آستین دارد
دراین گلشن گلی گر بشکفد، پر بار کی ماند
هوش مصنوعی: بهار و زیبایی باغ ما تحت تأثیر خزان و نابودی است و اگر در این باغ یک گل هم باز شود، آیا دوام و ماندگاری خواهد داشت؟
به زنار مغان بستند عرفی را میان، آری
میانی این چنین شایسته، بی زنار کی ماند
هوش مصنوعی: عرفی را در میان جمع مغان به زنجیر کشیدهاند، واقعاً چنین میانسری شایسته است، بدون زنجیر چه کسی میتواند باقی بماند؟