برگردان به زبان ساده
خوش آن که حیرتم از جلوهٔ جمال تو باشد
هجوم گریه ام از بادهٔ وصال تو باشد
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که حیرت و شگفتیاش از زیبایی تو باشد و اشکهایش از شادی و سرمستی ناشی از وصال و نزدیکیات بیفتد.
چنین که حسن تو را فتنه دوست کرده ، ندانم
برای اهل قیامت ، چه در خیال تو باشد
هوش مصنوعی: حالا که زیبایی تو دلهای عاشقان را به تنگ آورده، نمیدانم در تصورات تو برای روز قیامت چه خواهد گذشت.
به وصل چون بگدازد به حسرت تو سزاست
که مانع نگهش هم انفعال تو باشد
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر عشق و وصل تو حسرت بخورد و این حسرت به حدی برسد که جانش را بسوزاند، سزاوار است که عامل این حسرت و مانع ارتباطش هم خود تو باشی.
ز ضعف خویش هلاکم امید و می ترسم
که زنده مانم و این باعث ملال تو باشد
هوش مصنوعی: از ضعف خودم در حال نابودی هستم و نگرانم که اگر زنده بمانم، این موضوع باعث ناراحتی تو شود.
دم نزع چو ندیدم کسی به حال تو عرفی
مگر کسی که دل از جان کند، حلال تو باشد
هوش مصنوعی: زمانی که در آستانهی مرگ بودم، هیچکس را به حال تو ندیدم، جز کسی که به خاطر تو از جانش گذشت و بتواند تو را ببخشد.