برگردان به زبان ساده
گر خدا یار دلنواز نداد
به نوازش مرا نیاز نداد
هوش مصنوعی: اگر خداوند دوست و حامی دلنشینی به من نداد، پس نیازی به نوازش و محبت هم ندارم.
آن که خوی پلنگ داد مرا
دل و طبع زمانه ساز نداد
هوش مصنوعی: شخصی که به من دل و روحی چون پلنگ بخشید، اما زمانه برای من سازگار و مناسب نساخت.
دردم افزود روز کوته وصل
که سزای شب دراز نداد
هوش مصنوعی: درد و رنج من در روزهایی که به وصال میگذرد، بیشتر میشود و نمیتوانم شبهای طولانی و بیپاسخی را تحمل کنم.
چون به خود دوست داری ام که فلک
یک نشیب مرا فراز نداد
هوش مصنوعی: به خودت محبت کن، زیرا که در این جهان هیچ چیز نمیتواند مرا از پای درآورد یا سقوط کند.
سیم قلب حیات از خِسّت
چرخ دانم گرفت و باز نداد
هوش مصنوعی: میدانم که درگیریهای زندگی و چرخش روزگار، باعث شده که تمام زیباییها و حال خوبم را بگیرد و دوباره برنگرداند.
تا به نازم کُشد در آخر کار
اولم چون به چشم باز نداد
هوش مصنوعی: در نهایت، به زیبایی و ناز خود میکشد و از من انتظار دارد که در آغاز، آنگونه که باید، نگرانش نباشم و فقط به او نگاه کنم.
بس که عرفی به زرق شهرت داشت
قلب او را کسی گداز نداد
هوش مصنوعی: دل عرفی به خاطر شهرتش در ظاهرفریبی، به شدت آسیبدیده بود و هیچکس برای تسکین آن دل شکسته تلاش نکرد.