برگردان به زبان ساده
نسیم صبح چو برگ سمن فروریزد
جگر ز نالهٔ مرغ چمن فروریزد
هوش مصنوعی: نسیم صبح مثل برگهای درخت سمن به آرامی پایین میآید و صدای نالهٔ پرندهها در چمن دل را به درد میآورد.
فلک نظر به که دارد که نیش غمزهٔ او
هزاز ناوک جادوفکن فروریزد
هوش مصنوعی: آسمان به چه کسی نگاه میکند که تیرکمان چشمان او هزاران تیر جادویی را به زمین میاندازد؟
اجل به صیدگه ناز او شود پامال
ز بس بر سر هم جان وتن فروریزد
هوش مصنوعی: مرگ به دامگاه زیبایی او میرسد و در اثر شدت احساسات، جان و تن بر هم میریزد و نابود میشود.
نهفته بر لب شیرین اگر زنی انگشت
فسانه های غم کوهکن فروریزد
هوش مصنوعی: اگر بر لبان شیرین کسی اشاره کنی، و دستات را بر آن بگذاری، داستانهای غمانگیز مانند سنگی بزرگ، به زمین میافتد.
اگر شکسته دلم آستین برافشاند
جهان جهان غمش از هر شکن فروریزد
هوش مصنوعی: اگر دلم بشکند و شروع به فریاد بزنم، تمام غمهای دنیا از هر گوشهای خواهد ریخت و همه جا را پر خواهد کرد.
شکاف گریه دلم را رها کن، از غیرت
که خوشه خوشه زمژگان من فروریزد
هوش مصنوعی: دل من را از گریه رها کن، زیرا غیرت من باعث میشود اشکهایم مانند خوشههای گندم فرو بریزد.
که لاف حوصله زد، گو بیا و ببین، که دلم
حدیث عرفی خونین کفن فروریزد
هوش مصنوعی: کسی که ادعای شجاعت و تحمل میکند، بیاید و ببیند که دل من داستانی پر از درد و رنج دارد که مانند کشتن عارفان دلشکسته است.