برگردان به زبان ساده
آن چنان زآتش بیداد مرا می سوزد
که ستم می گزد انگشت و بلا می سوزد
هوش مصنوعی: آتش سختی درونم را میسوزاند، به طوری که درد و رنجی که میکشم به اندازهای زیاد است که گویی ستم به شخصی آسیب میزند و مشکلات زندگی مرا میسوزاند.
آن چنان آتش رنجوری و بیماری من
شعله زن گشت که امید شفا می سوزد
هوش مصنوعی: رنج و درد من به قدری شدید است که مانند آتشی زبانه میکشد و امید به بهبودی را از بین میبرد.
نا امیدی ز توام کرد به محراب نماز
که ز تاثیر دم گرم، دعا می سوزد
هوش مصنوعی: ناامیدی از تو باعث شد که در وقت نماز به سجده بیفتم، چون تأثیر نیایش و دعا در حضور تو آنقدر پرشور است که مثل آتش میسوزد.
اثر شعلهٔ بام دل من بین که همای
گر بر او سایه کند، بال هما می سوزد
هوش مصنوعی: ببین چطور شعلهٔ عشق در دل من دارد میدرخشد؛ حتی اگر پرندهای بزرگ مانند همای هم بر این دل سایه بیفکند، بالهایش به خاطر حرارت این عشق میسوزد.
که دماغ تو معطر کند از بوی صفا
بزم زاهد که در او عود ریا می سوزد
هوش مصنوعی: بوی خوشی که از وجود تو برمیخیزد، فضایی را معطر میکند؛ فضایی که در آن زاهدان، با نفاق و ریا به انجام مراسم خود میپردازند.
رو به هر سو که کنم جلوه کند شاهد حسن
آن گلیمیست که از شوق بقا می سوزد
هوش مصنوعی: هر جا که نگاه میکنم، زیبایی و جذابیت آن معشوق نمایان است؛ مثل گلی که از شوق زنده ماندن، در آتش میسوزد.
آتش شوق ، محیط دل من گشته، ولی
هر سر مو شده داغی و مرا می سوزد
هوش مصنوعی: آتش عشق در دل من شعلهور شده، اما هر تار موی من داغی پیدا کرده است که مرا میسوزاند.