برگردان به زبان ساده
زندانی شوق تو به گلزار نگنجد
جز در قفس مرغ گرفتار نگنجد
هوش مصنوعی: عشق و شوق به تو نمیتواند در گلزار فراوانی جا بگیرد، مانند اینکه تنها مرغی گرفتار در قفس نمیتواند به آزادی پرواز کند.
در دست ریا باده کشان تا در کعبه
بگذشته میانی که به زنار نگنجد
هوش مصنوعی: در دست ریاکاران، شرابنوشان تا به خانه خدا رسیدهاند، اما نمیتوانند به خاطر زنجیری که دارند، وارد آن مکان مقدس شوند.
هرذره نه شایسهٔ طوف حرم اوست
خورشید در این سایهٔ دیوار نگنجد
هوش مصنوعی: هر ذرهای را که در نظر بگیریم، شایستگی حضور در حریم او را ندارد. حتی خورشید هم نمیتواند در این سایهی دیوار، جا بگیرد.
فریاد که غم های تودر سینهٔ تنگم
اندک نبود لایق و بسیار نگنجد
هوش مصنوعی: وجدانم پر از غم و اندوه توست، به حدی که در سینهام جای نمیگیرد. این دردها از آنچه که فکر میکردم بیشتر است و نمیتوانم آنها را پنهان کنم.
ای عافیت آموز مشو همدم عرفی
در صحبت اوجز دل بیمار نگنجد
هوش مصنوعی: ای کسی که آرامش و سلامتی را به دیگران میآموزی، با عرفی (که به لطف و کرامت معروف است) همراه مشو. در کنار او جز دل بیمار نمیتواند جا بگیرد.