برگردان به زبان ساده
تا به کی عمر به افسوس و جهالت برود
نشأ باده به تاراج ملامت برود
هوش مصنوعی: تا کی باید عمر خود را به حسرت و نادانی بگذرانیم؟ در حالی که لذت زندگی زیر سایهی سرزنشها و انتقادها از دست میرود.
بخت بد را خجل از پرسش باطل چه کنم
بهتر آن است که عمرم به بطالت برود
هوش مصنوعی: اگر بخت بدی دارم، چه فایدهای دارد که به پرسشهای بینتیجه بپردازم؟ بهتر است که عمرم را بیهوده نگذرانم.
زاهد از کعبه عنان تافته می آید، لیک
کاین طمع داشت که خضرش به دلالت برود
هوش مصنوعی: راهب از کعبه بیرون میآید و در دلش امید دارد که خضر او را به راهنمایی کند.
ره رو کعبه که دیر است حوالتگاهش
برود، لیک ز دنبال حوالت برود
هوش مصنوعی: مسافر کعبه اگرچه دیر به مقصد میرسد، باید با امید و پشتکار به سمت آن برود و از پی نشانهها و راهنماها حرکت کند.
جای رحم است برآن جوهری لعل طراز
کش همه عمر به آرایش آلت برود
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی بیانگر ناراحتی و افسوس بر سر آن جوهری است که به زیبایی و زینت خود میپردازد، اما در واقع هیچگاه به ارزش واقعی خود نرسیده است. اثرات زندگی و تلاشهایش به گونهای است که صرفاً در پی ظاهر و جذابیت گذرانده، و در این میان، حقیقت درونش نادیده گرفته شده است.
جانم ار مالک غم های محبت گردد
من گدا گردم و نامش به دلالت برود
هوش مصنوعی: اگر دل من به غم عشق او دچارت شود، من خود را به خاکی میزنم و نام او را با افتخار بر زبان میآورم.