برگردان به زبان ساده
اهل معنی سر به صحرای درونم داده اند
جلوهٔ شیرین نشان قد چونم داده اند
هوش مصنوعی: افراد با بصیرت به دنیای درون من توجه کرده و زیبایی و شکوهی که در شخصیت من وجود دارد را به نمایش گذاشتهاند.
دیگران در انتعاش از نغمه و من در ملال
وه چه ذوقی از نوای ارغنونم داده اند
هوش مصنوعی: دیگران از موسیقی و نغمه شاداب و سرزندهاند، اما من در کسالت و خستگی به سر میبرم و چه لذتی از صدای ساز و نغمه دارم که به من دادهاند.
بسته ام صد رخنه از دین بهر تعمیر حرم
خشتی از بهر الصنم بهتر ز کونم داده اند
هوش مصنوعی: من برای بازسازی خانهی عشق، صد رخنه از دین را بستهام و به جای اینکه از وجود خود هزینه کنم، تکهای آجر برای بت میگذارم که از وضع موجود بهتر است.
از تماشای درون بزم زارم بی نصیب
رخصت نظاره گاهی از برونم داده اند
هوش مصنوعی: من از زیباییهای دلنشین جمع زیباییها محرومم، اما اجازه دادهاند که از بیرون به این بزم نگاه کنم.
تاب زخم ناوک صیدافکنانش حیف نیست
کز شکارستان دل صیدی زبونم داده اند
هوش مصنوعی: زخم تیرهایی که شکارچیان به شکار میزنند، چه حیف است که من، صید بیچارگی در این دامگاه عشق، دلم را به دست آنها سپردهام.
مژدهٔ افسون ز هاروتم پریشان تر کند
من که باطل نامهٔ سحر و فسونم داده اند
هوش مصنوعی: خبر خوشی که از افسون به من می رسد، بیشتر مرا آشفته می کند، چرا که من کسی هستم که نامهٔ سحر و جادو به من داده شده و این خود نشان از باطل بودن آن دارد.
گر بنوشم آب حیوان، عیب گیرند و رواست
من که در طفلی به جای شیر، خونم داده اند
هوش مصنوعی: اگر من از آب حیات بنوشم، به من ایراد میگیرند و این صحیح است؛ زیرا من در کودکی به جای شیر، خون خوردهام.
جاودان ماند به گرداب محبت تا ابد
این بشارت عرفی از بخت زبونم داده اند
هوش مصنوعی: ابد را در دایره عشق به یادگار نگه میدارند، و این نوید از سرنوشت ضعیف من به من بخشی شده است.