برگردان به زبان ساده
آن مست ناز کز نگهش می فرو چکد
خون ترحم از دم شمشیر او چکد
هوش مصنوعی: آن معشوقی که با نگاهش مستانه و دلربا به دیگران مینگرد، به گونهای است که از چشمانش اشک ترحم میریزد و همچون خون از دم شمشیر بر زمین میچکد.
دارم گمان که نامهٔ عصیان شود سفید
ده قطره اشک از پی شست و شو چکد
هوش مصنوعی: باور دارم که نامهٔ نافرمانی من به زودی پاک و بدون لکه خواهد شد، چون ده قطره اشک از روی آن برای شست و شو میچکد.
احباب گلفشان به لب جویبار و من
خونم ز دیده جوشد و بر طرف جو چکد
هوش مصنوعی: دوستان و عزیزانم در کنار جویبار مشغول شادی و خوشحالی هستند، اما من از گریه و غم، اشکهایم مانند آب جویبار جاری شده و بر کناره آن میریزد.
من تلخی از ملامت دشمن نمی کشم
این شربت از دماغ، مرا، در گلو چکد
هوش مصنوعی: من از انتقاد و سرزنش دشمن هیچ تلخی حس نمیکنم، این طعم تلخی که احساس میکنم از عرق و زحمتم است که در گلویم میچکد.
گر سر دهیم گریه، ببینی که اشک ما
تنها نه از مژه که ز تار هر مو چکد
هوش مصنوعی: اگر سر بدهیم و گریه کنیم، خواهی دید که اشک ما فقط از چشمها نمیریزد، بلکه از هر تار مویمان هم میچکد.
عشق از چنین شکنجه کند خون کاینات
آن مایه نیست کز دل موری فرو چکد
هوش مصنوعی: عشق اینگونه انسان را به درد و رنج میآورد که خون تمام جهان به پای آن نمیارزد، زیرا حتی یک قطره از دل یک مورچه هم در این مساله بیاهمیت است.
عرفی به کاوش آمده، یا رب مهل که من
آن ها که از دلم چکد، از گفت و گو چکد
هوش مصنوعی: عرفی به جستجو آمده است، ای خدا مهلت بده که من آن چیزهایی را که از دل من بیرون میآید، از کلمات نمیتوانم بیان کنم.