برگردان به زبان ساده
چند بی بهره شود دیدهٔ گریانی؛ چند؟
زلف جمع آر که جمعند پریشانی چند
هوش مصنوعی: چند وقت میخواهد چشمی که اشک میریزد، بینصیب بماند؟ چند؟ زلف خودت را جمع کن، زیرا که پریشانیها جمع شدهاند.
گلرخان محنت نایافت بیابند مگر
یک نفس چاک ببینند گریبانی چند
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهی معشوق، به قدری دلانگیز است که از همهی سختیها و رنجها فرار میکند، اما تنها با یک نگاه به لباسش میتوان نگاهی از نزدیک به او داشت و از جمالش بهرهمند شد.
آن که آماده کند پردهٔ نا کرده گناه
کی در او پرده ای از کرده پشیمانی چند
هوش مصنوعی: کسی که آماده است تا پردهای بر کارهای نادرست خود بکشد، آیا در او حجاب و پوششی از پشیمانی بر اعمالش وجود دارد؟
کبرای تو، بر آنم، که نیارد به نظر
مستی آلوده به آلایش دامانی چند
هوش مصنوعی: من به خاطر تو، به آنقدر خواهم بود که در نظر کسی نیاوری، چون مستی آلوده به زشتیها و عیوب نیستم.
عرفی افسانهٔ ما گوش کنان حلقه زدند
خوان بیارآی، که جمع آمده مهمانی چند
هوش مصنوعی: مردم به دور افسانهٔ ما جمع شدهاند و به شنیدن آن گوش میدهند. بیا و سفرهای بچین که مهمانی چند نفر دور هم جمع شدهاند.