برگردان به زبان ساده
ما کسی را نشناسیم که غم نشناسد
هست بیگانه مرا آن که الم نشناسد
هوش مصنوعی: ما کسی را نمیشناسیم که در زندگی غم نداشته باشد. من با کسی بیگانهام که درد و رنج را درک نکند.
من و آن غمزه که چون تیغ برآرد ز میان
طایر بتکده و مرغ حرم نشناسد
هوش مصنوعی: من و آن نگاه فریبنده که مانند شمشیری از میان پرندهها و مرغهای حرم بیرون میآید، هیچکدام یکدیگر را نمیشناسیم.
شرم باد از صنمی، برهمنی را که اگر
در حرم دیده گشاید به صنم، نشناسد
هوش مصنوعی: شرم بر کسی که اگر در مکان مقدسی با معشوقش روبرو شود، او را نشناسد و به معشوق نپردازد.
یا رب آن کس که کند تهمت شادی بر من
تا ابد کام دلش لذت غم نشناسد
هوش مصنوعی: ای کاش آن فردی که به من تهمت شادی میزند، همیشه در زندگیاش غم و اندوه را احساس نکند و از لذت واقعی زندگی بهرهمند شود.
با شهیدان شهادت که غم راز لبم
زخم ما مرهم و الماس به هم نشناسد
هوش مصنوعی: با شهیدانی که در راه حق جان دادهاند، غم و درد من هرگز برطرف نمیشود و زخمهای من همچنان بیپاسخ میمانند؛ حتی الماس و زیباییها نمیتوانند این دردها را درک کنند.
دل عرفی بود آسوده ز هر بود و نبود
دو جهانی که وجود است، عدم نشناسد
هوش مصنوعی: دل عرفی از هر چه در این دو جهان وجود دارد فارغ و آسوده است و افکاری درباره بودن و نبودن نمیکند. او عدم را نمیشناسد و حیات را صرفاً در وجود میبیند.