برگردان به زبان ساده
منصور و اناالحق زدن و دار و دگر هیچ
ماییم و لبالب شدن از یار و دگر هیچ
هوش مصنوعی: منصور و انا الحق را به دار آویختند و ما هیچ جز عشق و محبت نداریم و در این عشق غرق شدهایم.
گر ره به مراسم کده ی عشق بیابی
الماس بنه بر دل افگار و دگر هیچ
هوش مصنوعی: اگر به جاده عشق بروی، تنها الماس را بر دل غمگین بگذار و چیز دیگری نیاز نیست.
بر لوح مزارم بنویسید پس از مرگ
کای وای ز محرومی دیدار و دگر هیچ
بر اساس فلسفه اپیکور ما پس از مرگ به عدم می رویم و همانند قبل از تولد چیزی برایمان مهم نخواهد بود. با دانستن این مساله هیچ چیزی مهم نیست مگر حسرت ندیدن عزیزان که در لحظه های آخر زندگی آدم را دچار غم می کند.
از کعبه گر این بار برون ام بگذارند
ناقوس به دست آرم و زنار و دگر هیچ
هوش مصنوعی: اگر از کعبه به بیرون بروم، زنگ را در دست میگیرم و کمربند را به دور میاندازم و به هیچ چیز دیگر اهمیت نخواهم داد.
عرفی به غلط شهره به زرق است ببینید
صد گل زده بر گوشه ی دستار و دگر هیچ
هوش مصنوعی: عرفی به اشتباه به خاطر جلوهگری و زرق و برقش معروف شده است. اما نگاه کنید، تنها تعدادی گل بر لبهی عمامهاش قرار دارد و غیر از این چیزی از او نیست.