برگردان به زبان ساده
ترک جان در ره آن سرو روان این همه نیست
عشق اگر نرخ نهد قیمت جان این همه نیست
هوش مصنوعی: زیبایی و دلربایی آن سرو بلند باعث میشود که جان را به راحتی فدای عشق او کنیم، اما با این حال، اگر عشق ارزش جان را بسنجد، این میزان فداکاری کافی نیست.
جزو قیمت نی ام اما به قناعت شادم
کان چه محصول زمین است و زیان این همه نیست
هوش مصنوعی: من هرچند جزئی از قیمت نیستم، اما به دلیل قناعت و رضایتم شادمانم؛ چون در واقع آنچه از محصولات زمین به دست میآید، در مقابل این همه زیان چندان مهم نیست.
باغبان را مگر از عشوه ی گل دل بگرفت
ور نه پژمردگی بیم خزان این همه نیست
هوش مصنوعی: باغبان فقط زمانی میتواند از زیبایی و فریبایی گل لذت ببرد که دلش را از این عشق پر کند، وگرنه ترس از پژمردگی و نزدیک شدن فصل خزان، همواره او را آزار میدهد.
آخر از شعبده دلگیر شود شعبده باز
دل قوی دار که دستان جهان این همه نیست
هوش مصنوعی: در نهایت، شعبدهباز از ترفندهایش خسته میشود؛ بنابراین دلت را قوی نگهدار زیرا دستان جهان این اندازه که میبینی، محدود نیستند.
صفتی به ز ریا نیست مگر زاهد را
ور نه چون باد بروت دگران این همه نیست
هوش مصنوعی: هیچ ویژگیای بالاتر از ریاکاری نیست، به جز زهد و پارسایی، زیرا اگر این صفات واقعی نباشند، مانند بادی هستند که فقط زود گذرند و در چهره دیگران مشاهده میشوند.
منزل صلح میان تو دراز است، فغان
ور نه در دین تو با کیش مغان این همه نیست
هوش مصنوعی: جایگاه آرامش و صلح در بین تو بسیار طولانی و وسیع است، افسوس که اگر اینگونه نبود، در دین تو با آیین زرتشتیان این همه تفاوت وجود نمیداشت.
شوق ما راه تماشاگه خود نشناسد
ور نه آرایش گلزار جنان این همه نیست
هوش مصنوعی: علاقه و اشتیاق ما به دیدن و زیبایی، هیچ محدودیتی را نمیشناسد. در غیر این صورت، زیبایی و جلوههای بهشت به این اندازه که مشاهده میکنیم، نیست.
خضر توفیق مگر راهبرت شد عرفی
ور نه خود رهبری نام و نشان این همه نیست
هوش مصنوعی: اگر توفیق و راهنمایی به تو عطا نشود، نمیتوانی به خوبی راه را پیدا کنی. در غیر این صورت، داشتن نام و شهرت به تنهایی کافی نیست و نمیتواند راهگشا باشد.