برگردان به زبان ساده
دلم به زخم توان داد، بی تپیدن نیست
که کشته ی تو نصیبش ز آرمیدن نیست
هوش مصنوعی: دل من میتواند زخمها را تحمل کند، اما وقتی که نمیتپد، نمیتوان به کسی که برای تو جان میدهد و آرامش ندارد، چیزی داد.
گذشت و سوختم از انتظار و باز ندید
درین دیار مگر رسم باز دیدن نیست؟
هوش مصنوعی: مدتها از شوق و انتظار گذشت و من در این سرزمین هیچ کس را ندیدم که به من نامهای بنویسد یا خبری بیاورد، آیا واقعاً در اینجا عادت به دیدار وجود ندارد؟
ز باغ وصل جه حاصل؟ دلا تصور کن
که میوه بر سر شاخ است و دست چیندن نیست
هوش مصنوعی: از باغ وصال چه چیزی به دست میآید؟ ای دل، تصور کن که میوهها روی شاخهها هستند و کسی برای چیدن آنها حضور ندارد.
ز تربتم بگذر ای مسیح دم ، زنهار
کزین زیاده مرا تاب آرمیدن نیست
هوش مصنوعی: ای مسیح، از خاک من عبور کن، بپرهیز از اینکه بیش از این، طاقت تحمل من تمام شده است.
دلم کباب شد ز غصه ی غمت عرفی
مگو مگو که مرا طافت شنیدن نیست
هوش مصنوعی: دلم از غم تو بسیار درد میکند، عرفی! نیازی به صحبت درباره آن نیست، زیرا طاقت شنیدن این درد را ندارم.